تحقیق رشته جغرافیا با موضوع شهروندان، سیاست، مردمی، شهری

)متشکل شده اند و هدف این بخش همیاری و خود اتکایی است (لاله پور : 1386 :65 ).دسترسی کافی به اطلاعات همیشه پیش شرط مشارکت است (نجاتی حسینی , 1383 : 179 ).
2-4-12-ضروت و اهمیت مشارکت

متن کامل در sabzfile.com

اهمیت مشارکت را می توان این گونه بیان داشت که :
1- بی تردید , سیاست گذاری و مدیریت شهرها بدون مشارکت مردمی و به کارگیری روش های نوین مدیریت امکان پذیر نیست ( آ ذر با یجانی و همکاران , 1385 : 98 ).2- اهمیت مشارکت در مدیریت شهری به اندازه ای است که بنا براطلاعات بانک جهانی , یکی از چهار تغییر ساختاری در مدیریت شهری مربوط است به تقویت دولتها و دیگر سرمایه گذاران برای شناسایی مشکلات شهری از طریق مشورت های که نهادهای شریک در سطح محلی , منطقه ای و ملی را در گیر کند( رهنما و توانگر , 1385 : 922 ). 3- مشارکت می تواند حس شهروندی را تقویت کند و فرهنگ مشارکتی را بسط دهد ( پیله ور , 1381 , 79 ) .4- مشارکت می تواند کارایی پروژه را از طریق انگیزش تمایلات مردم برای سرمایه گذاری افزایش دهد ( همان : 79 ) 5- مشارکت و حضور مردمی می تواندهمگرایی در نهادینه شدن حقوق شهروندی را تقویت کند ( پیله ور , 1381 : 79).
2-4-13-اثرات مثبت مشارکت شهروندان
اثار مثبت مشارکت نهادینه مردم در اداره جامعه عبارت اند از :انتقال حاکمیت و حس مسولیت پذیری و دخالت در سرنوشت جامعه به قائده اجتماع وتوده مردم , کاهش مسولیت و تعدی های متمرکز و ناتوان کننده دولت , تسریع فرایند اداری تصمیم گیری و تصمیم سازی , ناتوان کننده دولت , تسریع فرایند اداری تصمیم گیری و تصمیم سازی , تعمیم و اجتماعی کردن قدرت و سیاست , تجهیز قدرت به اعتماد و اتکای مردم , افزایش چالاکی نظام , بها دادن به تفاوت ها , و جهت دادن به تکثرات و ویژگی های قومی و جغرافیایی , فرصت سازی و تولید به جای شبکه سازی و توزیع , همگرایی و هم افزایی تعاملات دولت – ملت , کسب رضایت عمومی ,تامین اقتدار و امنیت ملی , عمران و آمایش متوازن کشور رقابت و پویایی داخلی و غیره که همه تحت عنوان آثار سازماندهی فضایی مناسب قدرت , یا توزیع مناسب قدرت در چارچوب جغرافیای سیاسی قابل بحث و بررسی است .( همان : 17 )امروزه در بسیاری از کشور ها این عقیده پذیرفته شده است مردمی که در محلی خاص زندکی می کنند , باید تا اندازه ای امور محلی را اداره کنند .ازسوی توسعه نابرابر , دولت مرکزی را وادار می کند تا عوامل محلی را برای مدیریت تفاوت های سرزمین آنها سازمان دهد . در اینجا تقابل بین سیاست های سطح محلی و سیاست های سطح ملی بروز می کند . سطح ملی سعی براعمال علایق خود دارد , در حالی که گروه های محلی از طریق ساز و کار حکومت محلی می توانند سیاست ها و تصمیمات خود را در برابر سیاست های مشابه به سطح ملی ارتقا بخشند.( قالیبافت , 1386 :69 ).
2-4-14-مشارکت و مدیریت یکپارچه شهری
در یک مدیریت چندگانه که سازمان های گوناگون همدوش یک دیگر دست به مدیریت شهر می زنند , امکان مشارکت شهروندان کاهش پیدا می کند . دلیل این سخن آن است که 1. شفافیت ( به معنی جردان آزاداطلاعات ) لازمه ی مشارکت است و همان گونه که گفته شد در یک مدیریت یکپارچه است که کار شدنی است .2. نگاه همه سازمان های دگیردر مدیریت شهری به مشارکت نگاه یکسانی نیست . از آنجای که هر سازمان جنبه ای از شهر را مدیریت می کند , عدم توجه یک سازمان به مشارکت شهروندی , می تواند باعث عدم مشارکت شهروندان در ان جنبه از مدیریت شهر شود . 3. در یک مدیریت چند گانه شهری , مشارکتی مدیریت شدن شهر , وابسته به مشارکتی شدن همه ی سازمان های موازی و درگیر در شهر می باشد که این کار بس دشوار و ناشدنی است . تحقق مشارکت ,نیازمند تحقق یافتن مدیریت یکپارچه شهری است .
2-4-15-رابطه مشارکت و شفافیت
شفافیت نقطه مقابل پنهان کاری است و برگردش آزاد اطلاعات و سهولت دسترسی به اطلاعات استوار است ( برک پور , 1385 : 502 ). مشارکت دادن واقعی شهروندان در امر مدیریت , وابسته به آگاه کردن آنها و گردش اطلاعات بین شهروندان می باشد . هنگامی که دوفرد در کاری , تصمیم به مشارکت با یکدیگر می گیرند , اولین چیزی که اتفاق می افتد , گفتگو و تعامل است . گفتگو ابزاری است تا اطلاعات مربوط به موضوع مشارکت , بین دو فرد جریان یابد. این جریان اطلاعات , همان شفافیت است . شفافیت و مشارکت دو امر در هم تنیده است به طوری که مشارکت , نیازمند دسترسی به برخی اطلاعات است . از یکسو , توانایی یک چشم انداز در گرو اگاه شدن اعضای سازمان از آن و درک صحیح ان می باشد ( عالی زاده و همکاران , 1387 : 77 ) .و از سوی دیگر در مدیریت مشارکتی است که اطلاعات مورد نیاز مشارکت جویان برای مشارکت معنا دار فراهم می شود ( دارابی , 1387 : 71 ) .با انجام این کار به شفافیت می پردازد
2-4-16-رویکرد ها به مشارکت شهروندی
در دهه های اخیر متفکرین و صاحب نظران حوزه اجتماعی مشارکت شهروندی را با سه رویکردمورد بررسی قرار داده اند :
در نگاه نخست , مشارکت به عنوان رکنی از حیات اجتماعی و بخش مهمی از هویت جامعه انسانی مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است که طبیعا این نگاه , عمیق ترین , موجه ترین ووالاترین رویکرد به مشارکت را نشان می دهد . این نگاه مشارکت را در مقام هدف و شیوه مطلوب زندگی اجتماعی می داند و آن را یکی شاخصه های اجتماعی توسعه یافتگی جوامع می شناسد .
در نگاه دوم , به مشارکت در رابطه با توسعه و دگرگونی های اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی و غیره نگریسته می شود . در اینجا شاهد حضور رویکرد ابزاری هستیم که مشارکت شهروندی را ابزار و وسیله ای برای توسعه یا هر نوع تحول دیگری درجامعه می داند و معتقد است با حضور شهروندان و طرح دیدگاه ها و خواسته هایشان , توسعه و کارآمدی مردمی تر و به نیاز های واقعی افراد , نزدیکتر می گردد و در نتیجه می تواند از تمام توانمندیها ومنافع فردی و جمعی جامعه استفاده کند . بدین ترتیب بسیج شهروندان و منابع جامعه در جهت توسعه ایجاد می شود .
در نگاه سوم که رویکرد فردی به مشارکت است به خصوصیات افراد مشارکت کننده تاکید و توجه می شود . انگیزه ها وعلایق , هرینه ها و پاداش ها , رفتارهای شهروندان و عوامل زمینه ساز آنها مورد مطالعه قرار می گیرد. دلایل تمایل به مشارکت و بی میلی دیگران به آن , بررسی و ریشه یابی می شود , تا راه های تقویت مشارکت , هموارتر گردد.
در دو رویکرد نخست , شاهد سطح تحلیلی کلان از موضوع هستیم که با جامعه به عنوان یک کل , سر وکار دارد . در این دونگاه , مشارکت و تفاوت های آن در جوامع گوناگون , در دوره های تاریخی مختلف , اشکال مختلف مشارکت و عوامل موثر برآن در جامعه ها مورد عنایت است . در حالی که در رویکرد سوم , تحلیل در سطح فردی و خرد است و شهروندان و رفتار آنها مدنظر قرار می گیرد . بایستی به این نکته توجه نمود که این رویکرد ها مکمل یکدیگرند و نمی توان یکی را به نفع دیگری حذف کرد ؛ یعنی باید اصل مشارکت شهروندان و ایجاد جامعه ای مشارکتی, هدف نهائ و راهبردی جامعه باشد , در این راستا لازم است از مشارکت سزمان یافته شهروندان و گروه های اجتماعی مختلف در فرایند های توسعه و تحقق بهتر اهداف ووظایف سازمان های خدماتی و اجرایی بهره گرفت و این فرایند ها را سرعت بخشید و با کیفیت بهتر به انجام رساند .ودر عین حال باید بررسی کرد و دریافت که در چه شرایطی و تحت تاثیر چه عواملی , شهروندان , گرایش ذهنی و عینی بیشتری به مشارکت پیدا خواهند کرد ؛ یعنی هم میل به مشارکت دارند و آن را می پذیرند و هم در عمل و در زندگی اجتماعی عینی خود به آن پایبند و عامل به آن خواهند بود .
شکل (3-2)رویکرد های ناظر برمشارکت شهروندان دراداره امور شهرها

منبع :حسینی و دیگران , 1392 ,50
2-4-17-نظریه های مشارکت
نظریه شری آرنشتاین
آرنشتاینن در مقاله ای که در سا ل1969منتشر کرد , مفهوم مشارکت را به طور روشن سطح بندی و تبیین کرد . مقاله او بعدها به طور مکرر مورد استفاده صاحب نظران بعدی قرار گرفت و مبنایی برای طرح نظریه های مشارکت شد. آرنشتاین , مشارکت شهروندی را با تعبیر قدرت شهروندی به کار گرفت و برای توضیح آن , از استعاره نردبان مشارکت استفاده کرد . در پایین ترین سطح نردبان آرنشتاین , هیچ قدرتی وجود ندارد . او قائل به سطوح ومراحل پلکانی مشارکت شهروندی در حکومت های محلی است . پلکان یا نردبان مشارکت شهروندی وی به ترتیب از پایین به بالا دارای سه سطح و هشت پله است .
الف) سطح عدم مشارکت ( مراحل 1و2 دستکاری و درمان ) :در این دو مرحله که حاکی از مشارکت نکردن شهروندان در حکومت محلی است , به ترتیب شهروندان به پذیرش سیاست های حکومت محلی تن می دهند ( دستکاری ) ؛ سپس خود را با این سیاست هایی که از قبیل تعیین شده اند , تطبیق می دهند ( در مان).
ب)سطح مساوات طلبی نمایشی ( مراحل 3تا 5 اطلاع دادن مشورت و سفارش دادن ) : در این سطوح ,نوعی مساوات طلبی نمایشی یا فرمایشی در زمینه مشارکت شهروندی صورت می گیرد . ابتداد شهروندان از برنامه های حکومت محلی مطلع می شوند ( اطلاع دادن ), سپس دید گاه های آنان پرسیده و مطرح میشود ( مشورت خواهی ) و آن گاه حکومت محلی برخی اقدامات مورد نظر را درخواست می کند ( سفارش دادن ).
ج)سطح قدرت شهروندی ( مراحل 6 تا 8 شرکت , وکالت و نظارت شهروندی ) : در این سطح ,تمهیداتی برای اعمال قدرت شهروندان پیش بینی می شود که آن هم از طریق شراکت , وکلا و نمایندگان و نظارت صورت می گیرد ( نجاتی حسینی , 1380: 15).
نظریه دیوید دریکسل
دریکسل در اثر خود معتقد است :مشارکت برسه اصل اعتقادی مبتنی است که عبارتند از : الف ) توسعه در وهله اول که پیش از همه باید به نفع ساکنان محلی باشد ؛ ب) مردمی که در محدوده مورد برنامه ریزی زندگی می کنند , دقیق ترین اطلاعات را درباره آن محدوده و موضوع مرتبط با آن دارند ؛ پ) مردمی که بیشترین تاثیرات را از تصمیم ها می پذیرند , سهم بیشتری برای مشارکت در روند تصمیم گیری دارند .
از نظر دریکسل , اشکال مختلفی از مشارکت وجود دارد که آنها را در دو دسته کلی تر مشارکت و عدم مشارکت در نموداری دوبعدی و برحسب میزان اختیار در تصمیم گیری به شکل زیر نشان می دهد . براساس این نمودار , می توان قلمرو مشارکت را از عدم مشارکت جدا کرد . در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
جدول شماره (6-2) مدل آرنشتاین از مشارکت شهروندان
مدل ارنشتاین از مشارکت شهروندان
سطوح مشارت مرحله پله ها

سطح قدرت شهروندی 8 نظارت شهروندی
7 وکالت شهروندی
6 شرکت شهروندی
در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
سطح مساوات طلبی نمایشی 5 سفارش دادن
4 مشورت
3 اطلاع دادن

سطح عدم مشارکت 2 درمان
1 دستکاری
منبع : نجاتی حسینی , 1380: 15
تصویر(4-2). اشکال مختلف مشارکت در نظریه دیوید دریکسل
مسولیت پذیری مردم
سهیم شدن در تصمیم ها
مشارکت مشاوره میزان
بسیج اجتماعی قدرت
مساوات طلبی نمایشی و

متن کامل در sabzfile.com

عدم مشارکت تزئین تصمیم گیری
دستکاری و تقلب
افزایش تعامل و همکاری با جامعه
اشکال عدم مشارکت شامل دستکاری و تقلب ( استفاده از نیروی کار و منابع مردم محلی برای رسیدن به اهداف طرح بدون اعطای قدرت تصمیم گیری و دخالت موثر به آنها ) , تزئین ( استفاده ابزاری از افراد در امور ) و و مساوات طلبی نمایشی ( استفاده نمایشی و بدون اختیار از افراد در کارها ) می شوند .
اشکال مشارکت شامل مشاوره ( نظر خواهی از مردم و لحاظ کردن آن در تصمیم گیری ها ) بسیج اجتماعی ( از مردم خواسته می شود در برنامه های از قبل تدارک دیده شده شرکت کنند ) , مسولیت پذیری مردم ( مردم خود فعالیتی را آغاز می کنند , خود تصمیم هایی را اتخاذ می کنند و در نهایت , محصول نهایی کار را تعیین می کنند ) و سهیم شدن در تصمیم ها ( همه اعضای جامعه سهم برابری در تاثیر گذاری برتصمیم ها دارند ) ( آرمانشهر , 1386 : 8 ) می شوند .

2-4-18-دیدگاه های مختلف در زمینه مشارکت
دیدگاه‌های مختلفی در زمینه مشارکت مردمی وجود دارد که صور متنوعی از مشارکت را محقق می‌سازد. این صور را می‌توان در هفت سطح طبقه بندی نمود. این هفت سطح که می‌تواند از بالاترین سطح خودآگاهی اجتماعی یعنی ” خودانگیختگی” شروع شود تا شکل بسیار ظاهری و سطحی آن یعنی ” فریب و صوری”، عبارتند از (مرادی, 1376):
1. مشارکت خودانگیخته : مردم خود مبتکر پروژه بوده، جهت منابع و کمک‌های فنی با نهادهای دیگر تماس می‌گیرند. لیکن مردم، کنترل منابع پروژه را همچنان در دست خود حفظ می‌نمایند. در صورت حمایت دولت و نهادهای غیردولتی چنین پروژه‌هایی می‌توانند به اجرای کامل برسند.
2. مشارکت تعاملی و کنشی : مبتکر پروژه یک نهاد خارجی است که در ارتباط با مردم محلی فعالیت می‌نماید. مشارکت به عنوان یک حق شهروندی تلقی شده و تنها وسیله‌ای جهت رسیدن به اهداف پروژه نمی‌باشد. مردم در تحلیل مسائل، تدوین برنامه‌های اجرایی و نشکیل نهادهای اجرایی و مدیریتی مشارکت می‌نمایند. لذا مردم تاثیر زیادی بر نحوه‌ی استفاده از منابع دارند.