مقاله با موضوع بارش، یخبندان، ایستگاه¬های، سری¬های

متن کامل در sabzfile.com

تغییر مهمی را در طول دوره آماری مورد مطالعه نشان نداده است.
طباطبایی و حسینی (1382)، بر اساس پارامترهای بارش ماهانه و متوسط دمای ماهانه به بررسی نوسانات اقلیمی در
شهر سمنان پرداختند، آن¬ها با استفاده از روش میانگین متحرک و آزمون من _کندال به این نتیجه رسیدند که
بارش در فصل زمستان تا حدودی افزایش می یابد 5/0 درصد در تابستان تبخیر بیشتر شده و اقلیم خشک و گرم را ایجاد می¬کند.
شهابفر و همکاران( 1382)، تغییرات زمانی روزهای یخبندان را در مشهد مورد بررسی قرار دادند. آنها پس از همگن سازی داده با هدف آشکار شدن روند در این داده¬ها، از روش من _ کندال و برای تحلیل سری¬های زمانی از مدل (ARIMA ) استفاده شد، با داده¬های ماهانه روند دمای میانگین حداقل مطلق و تعداد روزهای یخبندان مورد بررسی به نتیجه رسیدند که افزایش کلی در دما و کاهش در تعداد روزهای یخبندان مشاهده شده است.
براتی و موسوی ( 1384)، جابه¬جایی مکانی امواج گرم زمستان ایران را به سوی ا¬لبرز و آذربایجان گزارش کردند، در این پژوهش بالاترین دماهای ماهانه برای 21 ایستگاه هواسنجی در گستره¬ی ایران طی دوره آماری 31 ساله مورد بررسی قرار گرفت. با شناسایی این امواج و محاسبه ی نمره z داده¬های ایستگاه¬ها طی روزهای اوج آن¬ها، هسته¬های مکانی گرما شناخته شد، تا از این طریق الگوی جابه¬جایی این عناصر طی دوره مورد مطالعه طراحی شود. بدین ترتیب مشخص گردید که شدت روند افزایشی دما در ایستگاه¬های مناطق کوهستانی و برف¬گیر شمال غرب، شمال و تا حدودی غرب از مناطق جنوب ایران بیشتر است.
ابراهیمی و همکاران (1384 )، تغییرات دما در دشت مشهد را با روش من _ کندال و لتن مایر در طول یک دوره آماری50 ساله مورد بررسی قرار دادند. روند تغییرات دما در سطح اطمینان 5 و1 درصد بررسی گردید، در روش من _کندال و لتن مایر این سطح برای تمام ماه¬ها تحلیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در بیشتر ماه¬ها روند دما در هر سه پارامتر دما، یعنی حداقل، حداکثر و میانگین صعودی بوده است.
شیرغلامی و قهرمان (1384)، به بررسی روند تغییرات دمای متوسط سالانه¬ی ایران پرداختند. در این پژوهش با دو دوره آمار برداری حداقل 30 ساله، به روش کمترین مربعات خطا و روش من _ کندال به این نتایج دست یافتند که بین134 ایستگاه مورد مطالعه در سطح کشور در یک دوره¬ی آماری مشترک ( 1998 – 1986 ) و در سطح معنی داری 5/0درصد در حدود 44% ایستگاه دارای روند مثبت، 15% دارای روند منفی و 41% بدون روند بوده¬اند.

متن کامل در sabzfile.com

محمدی و تقوی (1384 )، در روند شاخص¬های حدی دما و بارش در تهران، شاخص¬های حدی را بر اساس سری های زمانی روزانه دما و بارش ایستگاه تهران در دوره آماری 2003- 1951 مطالعه کرده¬اند. علاوه بر این توزیع دنباله های حدهای گرم و سرد و کاربرد شاخص¬ها در موارد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته¬اند. نتایج نشان می دهد که شاخص¬های FD و ID یا شاخص¬های حدهای سرد روند کاهشی محسوسی دارند. از طرف دیگر روند دمای حداقل و دمای متوسط روزانه کاملا افزایشی است و شیب مثبت دارد. این در حالی است که روند افزایشی دمای حداکثر شیب کمتری دارد. روند افزایشی حدهای گرم مانند T40 شاخص CDD و GD و روند کاهشی HDD و DTR نیز در همه مدل¬های به کار گرفته شده در این مقاله بارز می¬باشد. شاخص¬های حدی بارش نیز روند کاهشی با شیب بسیار کم را نشان می¬دهند، توزیع دنباله¬های سری¬های زمانی دمای حداقل و دمای متوسط هماهنگی زیادی با هم دارند و هر دو گرمایش متقارنی را نشان داده¬اند.
آذرانفر و همکاران (1385)، اثرات تغییر اقلیم را بر بارش و دما در حوضه¬ی آبریز زاینده رود با استفاده از خروجی مدل گردش عمومی جو (CGCM2) بررسی کرده¬اند. در این تحقیق تغییرات بارش و دما در این حوضه با استفاده از ریزمقیاس نمایی آماری مورد بررسی قرار گرفت. در نتیجه افزایش دما بین 2 تا 5 درجه سلسیوس در دوره آینده (2025،2021،2100،2071) و افزایش بارش در ماه¬های دسامبر و ژانویه انتظار می¬رفته است.
حجازی زاده و ناصرزاده (1385 )، در تجزیه و تحلیل یخبندان برای شناخت شرایط وقوع آغاز و خاتمه یخبندان و بررسی وقوع فراوانی یخبندان¬ها داده¬های حداقل روزانه دما در 14 ایستگاه هواشناسی سینوپتیک خرم آباد، بروجرد، ناصرالدین و الیگودرز از سال 1999- 1989 استخراج کرده¬اند. تاریخ وقوع یخبندان¬های زودرس پاییزه و دیررس بهاره در آستانه مورد نظر استخراج و دوره بدون یخبندان و یخبندان آن¬ها محاسبه گردیده است، در این تحقیق برای تعیین اولین و آخرین روز یخبندان با استفاده از روش ژولیوسی تبدیل و از روش آماری ران تست و کلموگروف _اسمیرنوف مشخص شد، که توزیع نرمال نسبت به بقیه توزیع¬ها با سری¬های موجود تناسب بیشتری دارد. نتایج به دست آمده نشان داد ایستگاه¬هایی که دمای آن¬ها طی دوره آماری مورد مطالعه به آستانه مورد نظر می¬رسد، به ترتیب ایستگاه¬های ناصرالدین و الیگودرز است. زودترین ایستگاهی نیز که یخبندان آن به پایان رسیده مربوط به ایستگاه خرم¬آباد و دیرترین ایستگاهی که یخبندان آن خاتمه یافته، الیگودرز می¬باشد. همچنین مقایسه بین ایستگاه ها نشان داد که بین آغاز و خاتمه یخبندان روابط معنی¬داری وجود دارد. هر چه یخبندان زودتر شروع شود دیرتر هم خاتمه می¬یابد و هرچه دیرتر شروع شود زودتر خاتمه می¬یابد. مشخص گردید که مهم¬ترین عامل در تعیین تعداد روزهای یخبندان ارتفاع می-باشد نه عرض جغرافیایی. طبق آزمون آماری همبستگی پیرسون بین ارتفاع و فراوانی یخبندان رابطه معنی¬داری در سطح 05/0وجود داشته است.
کتیرایی و همکاران ( 1386)، در تحقیق خود سهم تغییرات فراوانی و شدت بارش روزانه در روند بارش ایران را طی دوره آماری 2001- 1960،برای هر ایستگاه سری¬های بارش روزانه، سالانه و فصلی، محاسبه و با استفاده از روش دنباله¬ای، همگن بودن داده¬ها آزمون شد. برای بررسی وجود روند آزمون من _ کندال و برای برآورد اندازه روند از روش خطی حداقل مربعات استفاده شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که اغلب ایستگاه¬های واقع در منطقه¬ی غرب و شمال¬غرب دارای روند بارش سالانه¬ی کاهشی و بیشتر ایستگاه¬های واقع در نواحی جنوبی و مرکزی ایران دارای روند افزایشی بوده¬اند. روند بارش فصل زمستان شبیه به روند بارش سالانه و روند بارش فصل بهار در اغلب ایستگاه¬ها کاهشی و در فصل پاییز افزایشی بوده است.
زاهدی و همکاران ( 1387)، با تحلیل تغییرات مکانی _ زمانی بارش در شمال غرب ایران در 19 ایستگاه سینوپتیکی ابتدا تغییرات فضایی بارش بر اساس شاخص¬های مرکزی و پراکندگی آماری آن¬ها را مورد مطالعه قرار دادند و با استفاده از روش میانیابی (TPSS) که کمترین خطا (MAE) را داشته، اقدام به ترسیم منحنی¬های هم بارش و برآورد ضریب تغییرات کردند. نتایج نشان داد که بارش شمال غرب با عرض جغرافیایی رابطه مستقیم و معناداری داشته و تغییرات زمانی بارش دارای روند کاهشی بوده، و در کل شمال غرب ایران ناحیه بدون روند عمومی بارش سالانه محسوب شده است. در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
جهادی طرقی (1387) روند تغییرات دما و بارندگی مشهد را با استفاده از سری¬های زمانی در طول دوره آمار ( 1951 تا 1994 ) بررسی نمود، در این تحقیق با استفاده از روش¬های اختلاف از میانگین، معادله رگرسیونی و ضریب استاندارد مشخص شد که دو عنصر دما و بارش از روند افزایشی برخوردار بوده¬اند.
عزیزی و روشنی (1387)، مطالعه¬ای در رابطه با تغییر اقلیم در سواحل دریای خزر در طول دوره آماری 40 ساله، شامل ایستگاه¬های بندر انزلی، رشت، رامسر، بابلسر و گرگان انجام دادند. هدف این تحقیق مطالعه انحراف احتمالی برخی عناصر رطوبتی و دمایی در سواحل جنوبی دریای خزر با استفاده از روش رتبه ای من¬ _ کندال و محاسبات و تحلیل بر¬¬روی میانگین دمای حداقل و حداکثر، بارش، رطوبت و ابرناکی انجام شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده¬ها برروی عناصر دما، بارش و ابرناکی 15 ایستگاه ساحلی دریای خزر مشخص می¬کند که عناصر اقلیمی در طول دوره ( 1990 _ 1950 )، تغییر کرده است. این نوع تغییر از نوع نوسانات کوتاه آب¬و¬هوایی و روند می¬باشد که در بعضی از سری¬های ماهانه، فصلی و سالانه مشاهده شده است. در بررسی سری¬های دمایی حداکثر و حداقل معلوم گردید که تغییرات موجود از نوع روند و در دو جهت مثبت و منفی است. به این ترتیب که از دمای حداکثر تمام ایستگاه¬ها به جز بابلسر کاسته و دمای حداقل آن¬ها افزوده شده است. بیشترین مقدار افزایش دمای حداقل در فصل بهار و تابستان، و کمترین آن در فصل زمستان رخ داده است. در سری¬های مربوط به بارش مشخص گردید بارندگی زمستان و بهار ایستگاه گرگان دارای روند مثبت و منفی است، در حالی که بارندگی انزلی در تابستان، روند منفی و بقیه ایستگاه¬ها تغییرات بارزی را در بارندگی نشان نمی¬دهند. در سری¬های ابرناکی فصول هیچگونه تغییری که نشانه روند باشد وجود ندارد. زمان شروع بیشتر تغییرات ناگهانی و از نوع روند می¬باشد. همچنین زمان تغییر عناصر در ایستگاه¬ها متفاوت و نشان دهنده¬ی عدم هماهنگی پدیده تغییر در ایستگاه¬های مورد مطالعه است. در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
منتظری (1388)، در تحقیق خود تحت عنوان تحلیل زمانی _ مکانی بارش¬های فرین، داده¬های بارش ماهانه ایستگاه-های هواسنجی ایران از بدو تاسیس تا سال 2005 را برای تحلیل انتخاب کرد. با استفاده از این پایگاه داده، نقشه¬های رقومی بارش سالانه و بارش فرین روزانه با تفکیک مکانی 15*15 کیلومتر محاسبه گردید. ایران با استفاده از روش تحلیل خوشه¬ای به چهار قلمرو از لحاظ نسبت بارش فرین روزانه به بارش سالانه تفکیک گردید. در قلمرو سوم و چهارم که به ترتیب بین 100 تا 60 درصد و 100 تا 170 درصد بارش سالانه در شبانه روز می¬تواند رخ دهد، این دو قلمرو نیمه جنوبی کشور را در امتداد سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان در بر می¬گیرد. امکان وقوع بارش¬های فرین روزانه در سراسر ایران به جز سواحل دریای خزر در چهار ماه دسامبر، ژانویه، فوریه و مارس وجود دارد و بارش-های فرین روزانه سواحل خزر در ماه¬های اوت، سپتامبر و اکتبر رخ داده است. به علت ضعف فعالیت سامانه¬های غربی، زمینه وقوع بارش¬های فرین روزانه در نیمه جنوبی کشور در بازه زمانی آوریل تا نوامبر فراهم نبوده است.
خسروی و میر¬دیلمی (1388 )، تغییر برخی عناصر اقلیمی در استان گلستان با استفاده از روش من _ کندال و داده های مربوط به 5 پارامتر دمای حداقل، دمای حداکثر، دمای میانگین، رطوبت نسبی و بارش سه ایستگاه سینوپتیک گرگان، گنبد و مراوه تپه در یک دوره آماری 45 ساله ( 2005- 1961 ) را مورد بررسی قرار دادند. سپس کلیه این داده¬ها در یک پایگاه اطلاعاتی شامل 15 ماتریس وارد محیط نرم افزار (اکسل ) شدند. با استفاده از آزمون من _ کندال روند تغییرات آن¬ها مورد بررسی قرار گرفت، و نتایج تحقیقات نشان داد که تغییرات دمای میانگین در هر سه ایستگاه مشابه با روند تغییرات دمای حداقل و تا حدی دمای حداکثر بوده است. همچنین رطوبت نسبی در ایستگاه گرگان بالاترین روند معناداری را داشته است که این خود به علت نزدیکی ایستگاه به منبع رطوبت دریای خزر است، اما در دو ایستگاه دیگر روند تغییرات رطوبت نسبی بیشتر تابع کاهش دما در فصول مختلف سال بوده است که با افزایش و کاهش در میزان دما، روند رطوبت نسبی کاهش یا افزایش می¬یابد. در مورد پارامتر بارش نیز فراوانی روندهای معنی¬دار در ایستگاه¬های مورد مطالعه دیده شده است. اما روندهای مثبت و منفی در ایستگاه¬های گنبد و مراوه تپه بیشتر از ایستگاه گرگان بوده است.
رحیم زاده و همکاران (1388 – 2009)، نیز فرین¬های دما و بارش را به عنوان شاخص نوسانات اقلیمی ایران بررسی کرده¬اند. در این پژوهش برای نرمال سازی داده¬ها از روش آماری نرمال استاندارد استفاده گردید. در داده هایی که از همگنی برخوردار نبودند، از روش خود راه انداز (BootStrap) استفاده شد. در مرحله بعد با روش¬های موجود در برآورد چندک¬های تجربی چندین چندک را محاسبه نمودند. در این بررسی از 27 ایستگاه سینوپتیک بهره گرفته شد و برای هر ایستگاه 27 شاخص اقلیمی بررسی گردید. طبق یافته¬های آن¬ها مجموع بارش برای دو سوم کشور با روند منفی همراه بوده و در شاخص شدت بارش در نیمه¬ی شمالی روند مثبت و گاه منفی دیده شده است.
عساکره ( 1388 )، الگوسازی ARIMA برای میانگین سالانه دمای شهر تبریز ضمن معرفی گام به گام روش¬های برازش یک مدل ARIMA متوسط دمای سالانه هوا در شهر تبریز برای دوره آماری سال¬¬های 2005 – 1951 بررسی کردند. بر اساس روش¬های معمول الگوسازی ARIMA یک مدل ( 2 ، 1 ، 0 ) به عنوان الگوسازی نهایی تعیین شد. در این مدل وجود ARIMA به عنوان درجه تفاضلی بیانگر روند حول یک خط است. این روند از وجود جمله ثابت در مدل قابل استنباط است. هم چنین مرتبه 2 برای میانگین متحرک گویای این است که دمای هر سال تابعی از مولفه های تصادفی یک تا دو سال گذشته است. در نهایت بر اساس مدل برازش یافته دمای 20 سال آینده و نیز فاصله اطمینان 95% آن برای شهر تبریز پیش¬بینی شده بود. آن¬ها به این نتیجه رسیدند که دمای شهر تبریز روند افزایشی داشته و طبق مدل برازش یافته این روند برای 20 سال آینده ادامه خواهد داشت.