مقاله جغرافیا با موضوع شهری، راهبردی، حکومتی، حکومت

استراتژی می‌نامند. استراتژی، به فرایند تعیین مأموریت‌ها، مقاصد و هدف‌های اساسی و بلندمدت سازمان و پذیرش جریان اقدامات و تخصیص منابع ضروری برای دستیابی به هدف‌های ریز سازمان می‌پردازد (تامپسون، ۱۹۹۵؛ نقل در: حمیدی زاده). بنابراین هر استراتژی دارای سه ویژگی اساسی می‌باشد:تأثیرات بلندمدت دارد. در محیط رقابتی است. جنبه حیاتی دارد.
5. سایر مراحل: پس از تدوین استراتژی‌ها، برنامه مورد نیاز تدوین و با رعایت بودجه‌بندی متناسب با امکانات سازمان، اجرای برنامه صورت می‌گیرد.
“حمیدی‌زاده” (۱۳۸۰) مراحل ذیل را برای این روند برشمرده است:

متن کامل در sabzfile.com

نمودار (7-2)مراحل برنامه ریزی راهبردی (حمیدی زاده، ۱۳۸۰)

“رابینز و سنزو” (۲۰۰۰) این فرایند را به شکل زیر بیان کرده‌اند:
نمودار (8-2)مراحل برنامه ریزی راهبردی (رابینز و سنزو، ۲۰۰)

در مقاله “مبینی دهکردی و سلمانپور خویی” (۱۳۹۱)، مراحل برنامه‌ریزی استراتژیک در قالب فرایند سه مرحله‌ای تعیین ورودی‌ها، فرایند تغییر شکل ورودی‌ها و در نهایت شکل‌گیری خروجی و مطابق با شکل زیر نشان داده شده است:
نمودار (9-2)مراحل برنامه ریزی راهبردی (مبینی دهکردی و سلمانپور خویی، ۱۳۹۱)

به طور کلی، “سه گام اساسی” که در طراحی برنامه‌ریزی استراتژیک باید به آنها توجه داشت عبارتست از:
• جایگاه خود را به عنوان یک سازمان مشخص کنیم (کجا هستیم؟)
• برنامه ما برای آینده سازمان چیست (به کجا می‌رویم؟)
• برای رسیدن به هدف، یک رویکرد بنا کنیم و آن را به مرحله اجرا درآوریم (چگونه می‌خواهیم به آنجا برسیم؟)
2-4-28-فرایند مدیریت استراتژیک در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
بررسی متون مختلف در حوزه برنامه‌ریزی راهبردی بیانگر آن است که اساساً فرایند مدیریت استراتژیک را می‌توان شامل “سه مرحله” ذیل دانست:
1. تدوین استراتژی‌ها: تعیین مأموریت سازمان، شناسایی فرصت‌ها و تهدیدهای محیط خارجی، شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان، تعیین هدف‌های بلندمدت، در نظر گرفتن استراتژی‌های گوناگون و انتخاب استراتژی‌های خاص جهت ادامه فعالیت؛
2. اجرای استراتژی‌ها: تعیین هدف‌های سالانه در سازمان، تعیین سیاست‌ها، ایجاد انگیزه در کارکنان و تخصیص منابع برای اجرای استراتژی‌های تدوین شده
3. ارزیابی استراتژی‌ها
همچنین، راهبردها و استراتژی‌های سازمان باید بر مبنای “شناخت کافی” از موارد ذیل تدوین و اجرا شوند:
1. رسالت و مقصود سازمان
2. هدف‌های خرد و کلان سازمان
3. ارزش‌های محوری و فرهنگ سازمان
4. نقاط قوت و ضعف داخلی سازمان
5. فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی سازمان
2-4-29- مزایای و فواید برنامه ریزی استراتژیک
برنامه ریزی در سازمان ها محاسن زیادی دارد که مهمترین آنها به شرح زیر است: برنامه ریزی، زمینه را برای اجرای تصمیمها فراهم می کند. برنامه ریزی، موجب بودجه بندی می شود و در نتیجه ابزار کنترل مدیر را به مدیر می دهد. برنامه ریزی روحیه کار گروهی را افزایش می دهد و در نتیجه کارایی سازمان را افزایش می دهد. برنامه ریزی به طور مستقیم ما را به سوی رشد اقتصادی کلان می برد و از هدر رفتن عوامل تولید جلوگیری می کند. به علاقه مند شدن مدیران به سازمان کمک، می‌کند. دیدی هدفمند ارائه می‌کند. اولویت های اقدام را مشخص می‌کند(نخعی، 1388).
2-4-30- مشکلات برنامه ریزی استراتژیک
مشکلات پایه ای برنامه‌ریزی راهبردی برنامه راهبردی علاوه بر مزایای فراوانی که دارد دارای مشکلاتی نیز هست که عمدتاً ناشی از ویژگی های خاص فرایند برنامه ریزی و مضیقه های ناشی از پیاده سازی آن در سازمان ها می باشد. برخی از این مشکلات به شرح زیر ارائه می شوند: 1. کارکنان واحد برنامه ریزی، فرایند را برای خود مصادره می کنند: به دلیل ماهیت منطقی و تکنیکی فرایند برنامه ریزی، اغلب مراحل برنامه ریزی راهبردی با توافق ناگفته و ضمنی چیرگی کارشناسان و مشاورین این فن طی می شود. 2. فرایند بر کارکنان چیره می شود: روش های فرایندی در گذر زمان به طور فزاینده ای استادانه تر شده‌اند. از این رهگذر، کارکنان ستادی تأکید بیشتری روی تجزیه و تحلیل ها، و توجه بسیار کمتری بر بینش راهبردی واقعی نشان می دهند. 3. سیستم برنامه ریزی برای تولید چیزی ساخته نشده است: وجه دیگری از مشکلات پایه ای برنامه ریزی راهبردی در انکار و یا کاهش نقش بسیاری از مدیران اجرائی در برنامه ریزی و تقلیل مشارکت این مدیران به یک نقش جانبی است. 4. کار تدوین راهبرد تبدیل به بازی با ابزارها و فنون جالب می شود: یکی از جنبه های دیگری که در حضور کارشناسان و فن افزاران به آن دامن می زند، اغلب ابزارها و فنونی است که آسودگی خاطر کافی برای علمی جلوه داده نتایج برنامه ریزی تأمین می کند. 5. پیش بینی های باریک و نسخه وار، مرجع تصمیم گیری قرار می گیرد: با وجود گذشت زمان زیادی از هجوم مفاهیم و ادبیات راهبردی به سازمان ها، مدیران اغلب تمایل خود نسبت به پیش بینی ها و نسخه های مشخص را فراموش نکرده اند(ابویی اردکان، آذرپور، 1391).
مشکلات اصلی برنامه‌ریزی و تدوین استراتژی، سه نوع اند: نخست، ضعف در هماهنگ سازی و همراه کردن همه مدیران در فرآیند برنامه ریزی و ایجاد درک و تعهد نسبت به برنامه؛ دوم، عدم تخصیص زمان کافی برای برنامه ریزی یا اجرای برنامه؛ و سوم، ضعف در انطباق برنامه با سازمان و شرایط خاص آن. لازم به یادآوری است که آماده بودن برای اجرای برنامه استراتژیک، اهمیت بیشتری در مقایسه با دقیق بودن برنامه دارد(رحمانی، 1390). مهمترین مشکلات مربوط به استفاده از برنامه ریزی راهبردی به طور خلاصه می توان بیان کرد عبارتند از: عدم تخصیص بودجه و اعتبار کافی در اختیار نداشتن پرسنل متخصص ناکارآمدی و آماده نبودن زیرساخت ها جامع نبودن برنامه استراتژیک (عبدالله زاده بارفروش و حاجی حیدری، 1373).
2-5-بخش چهارم :مباحث مربوط به حکمروایی مناطق کلان شهری وبررسی وضعیت کلان شهر های ایران
2-5-1-کلان شهر و منطقه کلان شهری
صنعت وخدمات اصولا فعالیت های هستند تمرکز طلب, نیازمند تراکم و مرکزگرا. اما قانون بازدهی نزولی مقیاس (هزینه های تراکم )نیز متقابلا شرایطی را فراهم می آورد که اصولا نیروها و فرایندهای مرکز گریز را به یکی از مولفه های ذاتی کلان شهرها تبدیل کرده است .به همین دلیل است که کلان شهر شدن و منطقه گرایی دوفرایند همزاد و همراه در متون برنامه ریزی فضایی تلقی می شوند . نتیجه این همراهی را می توان به شکل لازم وملزوم بودن کلان شهر و منطقه کلان شهری در اغلب موارد مشاهده کرد .
در واژه نامه جغرافیای انسانی ,منطقه کلان شهری به این صورت تعریف شده است :
گستره ساخته شده حاصل از پیوند کالبدی سکونت گاه های شهری که زمانی ناپیوسته بوده اند و ابتدا از توسعه نواری معمول جاده های بین شهری شکل گرفته اند (به نقل از اطهاری ودیگران ,1: 1379).در سال های اخیر ,فزایندگی رشد کمی و نیز ظهور ویژگی های کیفی کاملا متفاوت مناطق کلان شهری نسبت به ساختارهای شهری وروستای چنان گستردگی داشته است که بسیاری از اندیشمندان را متقاعد ساخته است تا عنوان پدیده جدید و نوع چهارم اسکان بشر را به آن اطلاق کنند (simmonds ,2000.scott,2001).
تفرق و پیچیدگی عملکردی و فضایی کالبدی از خصلت های ذاتی مناطق کلان شهری محسوب می شود. مطالعات مختلف نشانگر اهمیت و تاثیر گذاری این خصیصه است . مثلا جان فرید من پس از بررسی مناطق کلان شهری جهان و بویژه نمونه های اسیای آن سه چالش غمده انها را به این شرح استنتاج می کند (به نقل از scott ,2001) :
1)ضرورت استقرار یک چارچوب نهادی و سیستم حکومتی کارامد

متن کامل در sabzfile.com

2)پایداری در مدیریت تحولات شهری در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
3)برنامه ریزی مشارکتی
سیموندز و همکارانش پس از بررسی یازده شهر – منطقه جهانی به این نتیجه می رسند که فرایند و حتی فرم سازمان فضایی مناطق کلان شهری تحت تاثیر دو عامل و فید معین شکل اختصاصی و محلی پیدا می کنند :عوامل کالبدی مربوط به بستر طبیعی و عوامل سیاسی و به عبارت دقیق تر فرهنگ حکم رانی رایج در منطقه کلان شهری(simmonds and hack ,2000:260-261).
با بررسی تعاریف مختلفی که برای کلان شهر و مناطق کلان شهری آمده است (Johnston,2001؛گولد , 1376؛صرافی ,1378 ؛صرافی و تورانیان 1383 ؛small ,1990 ,whittick,1974,Hamilton,1995).چنین بر آمده است که “منطقه کلان شهری یا مجموعه شهری “واژه ای است که برای تعین و تعریف شبکه شهری به کار می رود که شامل حداقل یک کلان شهر یا مادر شهر اصلی (با جمعیت 1000000 نف یا بیشتر ) و چندین شهر دیگر است که از لحاظ عملکردی ( جغرافیای و اقتصادی )کل همبسته ای را تشگیل داده اند . در منطقه های شهری تک هسته ای, مانند تهران ,شهر اصلی نفوذ اقتصادی و اجتماعی زیادی برشهر ها ونقاط پیرامون اعمال می کند.
2-5-2-تفرق سیاسی , چالش اصلی در حکمروایی مناطق کلان شهری
مسله تفرق قلمرویی و مدیریتی دورن شهر – منطقه ها ی بزرگ مقیاس , مدت طولانی است که موضوع بحث شهرشناسان اروپای غربی و آمریکای شمالی است . به ویژه موضوع عدم انطباق فضایی بین واحد های اداری محلی و قلمرو عملکردی – اقتصادی مناطق کلان شهری که از دیدگاه های مختلفی چون نظریه انتخاب عمومی , رویکرد های لیبرال ویا دیدگاه مارکسیستی موضوع تحلیل قرار گرفته است .دیوید هاروی از این مسله , تعریف موجزی به شرح زیر ارائه می دهد (Brenner , 2003 ,299 ).
مرزهای حکومت محلی , ضرورتا با مرزهای سیال مناطق منطبق بربازار های کار و کالاهای شهری یا تشکیلات زیر ساختی انطباق ندارد و تلاش برای تنظیم و انطباق آن از طریق الحاق , تجدید سازمان حکومت محلی و همکاری در گستره کلان شهری , بسیار دشوار است . قلمرو های محلی , شهر – منطقه ها را بیشتر تفکیک و تجزیه می کنند , بنابراین بیشتر شاهد از هم پاشی و تکه تکه شدن ( مانند شهر و حومه ) هستیم تا گرایش به سوی انسجام یابی ساختارمند .
عدم انطباق قلمرو سازمانی / حکومتی با قلمرو عملکردی شهر – منطقه ها را می توان عمده ترین چالش در اداره و حکمروایی این مناطق دانست . .بین نوع سیستم سازمانی / حکومتی یک شهر – منطقه با کلیت ارگانیک و قلمرو عملکردی آن باید مطابقتی به وجود آورد , زیرا درنبود این انطباق بسیاری از مسائل محتوایی به ویژه با ماهیت منطقه ای غیر قابل حل خواهد بود . در چنین شرایطی امکان اتخاذ تصمیمات سیاستی و اجرای آن ها در گستره منطقه کلان شهری که یک کلیت عملکردی و سیستم شهری روزانه ای را تشگیل می دهد میسر نخواهد بود . بسیاری از صاحب نظران حوزه حکومت کلان شهری( 1999;Miller ,2002 ,Barlow ,1991 Hamilton ,) .به وجود آمدن چالشی چون تفرق سیاسی ( به معنی وجود قلمرو های حکومتی متعدد مانند شهرداری ها , فرمانداری ها , شهرک ها , دهیاری ها و غیره , بدون هر نوع چارچوب های هماهنگ کننده را ناشی از بسط و توسعه فرایند شهر نشینی ( Barlow , 1991 ). یا همان مسله مقیاس مناطق کلان شهری (Henton ,2001 ). می دانند.
تفرق سیاسی به عنوان نقطه عزمیمت هر گونه بحث در باره حکومت های کلان شهری حاکی از این است که هر قلمرو حکومتی یا حکومت محلی دارای حق , اختیارات و صلاحیت اظهار نظر در بخشی از قلمرو منطقه یا هر شهر است و هیچ مرجع حکومتی واحدی برای تصمیم گیری وعمل در گستره کل منطقه کلان شهری وجود ندارد . تفرق , همان گونه که بیشتر نیز بیان شد , علاوه بربعد قلمرو یی و فضایی می تواند در بعد عملکردی نیز به وقوع بپیوندد و آن زمانی است که در یک قلمرو حکومتی خاص مانند محدوده یک شهرداری خاص, کارکرد های حکومت محلی ( تامین خدمات عمومی ) در بین چندین واحد / هیات / سازمان تقسیم می شود. به لحاظ نظری می توان دوطیف یا کرانه ازحکومت در کلان شهر ها را ترسیم کرد . یکی ,زمانی که منطقه با کار موزائیک مراجع همه منظوره ای چون شهرداری ها اداره می شود . دیگری , زمانی که منطقه از سوی تعدادبسیاری از مراجع اداره می شود که هر یک اهداف خاصی را دنبال می کنند , مانند هیئت ها یا ادارات و سازمان های آب ,کمیسیون حمل ونقل, مراجع برنامه ریزی و غیره . بسیاری از مناطق کلان شهری در نقطه ای بین این دو کرانه واقع هستند که هم نشانگر ویژگی های تفرق عملکردی است و هم تفرق قلمرویی (Barlow,1991) .مسائل مرتبط با تفرق سیاسی کلان شهری بسیار متعدد هستند . مسائل عمده این حوزه را می توان در ارتباط با کارایی , اثر بخشی و برابری حکومت ها به شرح زیر خلاصه کرد ( ibid):-کارایی زمانی کاهش می یابد یا تهدید می شود که دوباره کاری های مکرر و غیر ضروری در عرصه فعالیت های خدمات رسانی روی می دهد .یا زمانی که اقتصاد مقیاس در خدمات عمومی قابل تحقق نباشد و یازمانی که منافع خدمات عمومی در بین قلمروهای حکومتی دیگر نشت می یابد .-اثر بخشی هنگامی کاهش می یابد که مرزهای شهرداری , قلمرو فعالیت و عملیات خدمات رسانی عمومی را تحت تاثیر قرار می دهد و یا زمانی که مکانیزمی برای هماهنگی خدمات رسانی و برنامه ریزی برپایه و گسترده یک منطقه یا ناحیه خاص وجود ندارد .-برابری هنگامی تحقق پذیر نخواهد بود که شهرداری های متعددی وجود داشته باشند بدون این که سطح مناسبی از خدمات عمومی ارائه شود و یا زمانی که تغییر سطح خدمات عمومی بین شهرداری های مختلف با میزان یا سطح پرداخت مالیات براملاک یا ظرفیت قلمرو های حکومتی تعیین می شود .