مقاله جغرافی در مورد شهری، مرمت، تاریخی، بهسازی

در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید عمومي دچار كمبودهاي جدي‌اند ( حبیبی و دیگران، 1386 : 66 و 67 ).
2-4- دیدگاههای نظری در زمینه بهسازی و نوسازی بافتهای شهری
دخالت در بافت قدیم نیازمند شناخت علمی آن درفضای جغرافیایی شهر وتمیز نسبی آن از بافت های میانی وجدید شهری پیرامون آن است. تاکنون صاحب نظران زیادی نظریات مختلفی درخصوص بهسازی ونوسازی شهری بافت های تاریخی وقدیم شهرها ارائه داده اند؛ که هریک از این نظریات از دیدگاه های مختلف به مساله نگاه کرده و راه حل های مختلفی نیز ارائه داده شده است. به هرحال در تمامی این نظریات ،حفظ ونگهداری بافت قدیم وارزش های نهفته در آن مورد تاکید است. از اواسط قرن هیجدهم میلادی افراد مختلفی در کشورهای گوناگون شروع به ارائه نظریات خود در زمینه مرمت و بهسازی بافتهای قدیمی و فرسوده نموده اند. از آنجا که بررسی و تحلیل نظریه ها، اندیشه ها و شیوه ها، سبکها و الگوهای متفاوت ، می تواند راهکار مناسبی جهت بهسازی و نوسازی این بافتها ارائه دهد. در ادامه به بررسی نظریات تعدادی از افراد صاحب نظر در این زمینه می پردازیم :

متن کامل در sabzfile.com

در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
2-4-1- اوژن ویوله لودو ( 1879- 1814 م )
لودو معمار فرانسوی، دوران زندگی حرفه ای خودرا زمانی آغاز کرد که جامعه پس از انقلاب کبیر فرانسه نیاز شدیدی به بازسازی ومرمت داشت. لودو معتقد بود که مرمت یک بنای ویران شده یا در حال ویرانی مجاز است.حتی اگر بنایی در یک دوره تارخی ساخته شده ولی ناتمام مانده است می توان آن را تکمیل نمود،مشروط براین که کار با احترام به معماری آن دوره انجام پذیرد.
این نظریه به پویایی ماده در ساختمان اعتقاد دارد تمامی عناصری که بعداز احداث بنا به آن افزوده شده اند باید حذف شوند وبنا به شکل اولیه برگردانده شود وهرگاه بناها دراثر تخریب ناشی از عوامل یا خواست های انسانی بخشی از پیکرد خودرا از دست بدهند و حتی زمانی که در وحدت کالبدی خود نیز تکمیل نشده باشند ودر اصل ساختمان بنا ناتمام باشد مرمت کننده باید بنارا تکمیل کند وآن را به صورت اولیه در آورد (فلامکی ، 1380 : 13 ).
به عبارت دیگر به بهانه حذف الحاقات زائد به مرمتگر این اجازه را می دهد که بسیاری از آثار تاریخی را که به هرحال بخشی از تاریخ بنا از بین ببرد و به نوعی بازسازی ویا به پاکسازی دست زند. امروزه روش لودو در امر مرمت مورد تایید است. وی حق بزرگی را به تاریخ مرمت ومعماری دارد. دیدگاه ویوله لودو چنین است : مرمت کننده موظف است با قرار دادن خود به جای معماری اصلی و شناخت آنچه او می توانسته بسازد با استفاده از مدارک، بنا را عینا” در شکل اصیل آن بازسازی کند. با بکارگیری چنین طرز فکری بود که بسیاری از بناهای با ارزش آن دوران، نظیر کلیسای نتردام پاریس، امروزه بدست ما رسیده است ( رسولی ، 1376 : 322).
2-4-2- جان راسکین (1900- 1818م)
جان راسكين دانشمند و منتقد انگليسي يكي از معماران نادر به شمار مي رود كه در زمان حياتش نقش اساسي در تحول فرهنگي محيط خود داشته است. شخصيت و موقعيت فرهنگي او در اروپا معرف انديشه هايي است كه مايه اصلي كارهاي مرمتي (رمانتيك ) محسوب مي شود. او به هنگام اظهار نظر درباره بناهاي قديمي جانبداري خود را از كمترين دخالت در موجوديت كالبدي اينگونه بناها بخاطر احترام به ارزشهاي فناپذيري كه در آنها نهفته ابراز داشته است. او پیرامون چگونگی برخورد با بناهای تاریخی ایده کمترین دخالت در موجودیت کالبد بناهای قدیمی به خاطر احترام به ارزشهای فناپذیری که در آنها نهفته است را ابراز داشته است. اویک بنای کهن را همچون یک سند تاریخی می دانست که باید از هرگونه دخل وتصرف درآن خودداری نمود ( فلامکی ،1380 : 16 ).
راسکین با هرگونه بازسازی و تجدید بنا وحتی مرمت مخالف بود. وی مرمت یک بنا را بی احترامی به ارزش های گذشته میدانست و معتقد بود حتی علف ها و سبزه ها یی که روی یک بنای تاریخی روییده اند با خاک وخاشاک وتار عنکبوت های تنیده شده بر روی یک بنا متعلق به آن بنا است و کسی حق پاک کردن آن را ندارد چرا که آن بنا به روحیه مرمت و عظمت تاریخی بودن میبخشد ( رسولی ، 1376 : 322 ).
2-4-3- کامیلیو سیت (1843-1904م)
با ارائه نظریه هویت تاریخی در شهرها معتقد است که هویت شهر به تاریخی که در آن است، وابسته می باشد که نه تنها در یک بنا بلکه در کل شهر تجلی می یابد (ابلقی، 1382 : 18 ).
کامیلوسیت نخستین شخصی است که از کاربرد هنر در زیبایی شهر و اقدامات بهسازی و نوسازی شهری سخن گفته است. وی شیفته زیبایی و هماهنگی فضاها وحجم های معماری در شهرهای تاریخی به ویژه شهرهای قرون وسطی و رنسانس بود. او معتقد بود بنای تاریخی به تنهایی ارزش چندان زیادی ندارند، بلکه با هماهنگی و ارتباط فضایی با سایر بناها ارزش و هویت خودرا باز می یابد (مهندسین مشاورطاش ، 1374 : 19).
به عبارت دیگر بنا را جدای از محیط خود ارج می نهد و همچنین حذف بخشهایی که بعدا” به ساختمان اضافه شده است را موجب کاهش انعکاس هویت بنا می داند و به همین جهت ایجاد شبکه ها، بدون ارتباط کالبد بافت قدیم را مورد انتقاد قرار می دهد. موضوع دیگری که وی مورد توجه قرار می دهد عدم تقلید صوری و غیر اخلاقی ار فرم های ارگانیک مجموعه های قدیمی است. وی معتقد است احیائ محیط های قدیمی باید با توجه به نیازهای امروزین جامعه صورت گیرد ( رسولی، 1376 : 324)

2-4-4- کامیلو بویی تو (1914-1836)

متن کامل در sabzfile.com

کامیلو بویی تو محقق و معمار ایتالیایی، تفکر جدید مرمت شهری را در قرن بیستم پایه گذاری کرد. وی را پدر مرمت شهری می نامند. او اولین شخصیتی است که در باز زنده سازی توجه به مفاهیم معماری را جایگزین تبعیت از ویژگی های شکلی- سبکی بناهای در دست تعمیر کرد. نکات پیشنهادی وی در مورد مرمت شهری تأثیر زیادی در تدوین و شکل گیری اولین منشور معماری داشت. نظریات مربوط به مرمت از دیدگاه بویی تو را می توان در دو نظریه عمده ذیل مطرح ساخت :
در نظریه های او چند اصل مورد تاکید است :
یکم- ایجاد عملکرد جدید در کالبد قدیم : بر اساس این اصل با استفاده از عملکردهای جدید در کالبد بناها یا مجموعه های بافت کهن می توان آنها را زنده نگه داشت.
دوم- تعیین دوره مداخله در هر دوره : با مشخص کردن تاریخ هر اقدام مرمتی می توان دوره های اقدام و مداخله را از یکدیگر تمیز داد.
سوم- تدوین مباتی اقدام : علاوه بر توصیف مداخله، بر بیان دلایل مداخله و مشخص نمودن اقدامات در هر نوره در حد جزئیات تأکید شده است.
چهارم- عدم تقلید از سبک های معماری در گذشته : بوی تو از سبک های معماری گذشتگان را جایز نمی داند ( حبیبی و مقصودی ، 1388 : 38 ).
پس می توان هدف از مداخله در بناها یا مجموعه های تاریخی را از نظر بوی تو، بهبود کارکرد کالبدی بناها و مجموعه های تاریخی دانست. کاربری های پیشنهادی این معمار ،معاصر سازی است و شیوه اقدام مورد نظر او بهسازی و نوسازی می باشد. او همچنین توجه به بازسازی ندارد و روش مداخله وی غالبأ بصورت موضعی- موضوعی است.

2-4-5- لوکا بلترامی ( 1933-1854)
در نظریه لوکا اصل تعلق بنا به محیط شهری مطرح وبیان می شود که باید با مطالعه و سیر تحول تاریخی به مرمت بنا پرداخت. اعتقاد به روش مرمت تاریخی شهر و مرمت به استناد مدارک و شواهد تاریخی به منظور دست یافتن به شکل اولیه بنا پایه به این نظریه است ( کلانتری و پوراحمد، 1384 : 101 ).
می توان اصول مرمتی لوکا را بازسازی مو به مو و حق مداخله در بنا، مجموعه و یا بافت های شهری، مشروط بر وجود مدارک لازم در مورد موجودیت اولیه آن ،مطرح ساخت.
هدف وی از مداخله در بناها، مجموعه ها و یا بافتهای کهن، بهبود محتاطانه در کالبد یا مجموعه هاست، مشروط بر وجود اسناد و شواهد تاریخی لازم و کافی. کاربری پیشنهادی وی،کاربری موزه ای و شیوه اقدام بهسازی و بازسازی است. روش مداخله بلترامی نیز عمدتا” به صورت بازسازی شهری است ( حبیبی و مقصودی ،1388 : 41).
2-4-6- لودویکو کوارونی (1987-1911)
دسته بندی نظریات این معمار ایتالیایی در دو مقوله مطرح می گردد:
الف- چندوجهی بودن مرمت شهری: در نظر او این مقوله تمامی وجوه اقتصادی، کالبدی و… را در بر می گیرد.
ب- احیای بافتهای تاریخی از وجوه مختلف.
اصول مورد توجه کوارونی در زمینه مرمت شهری عبارتند از:
1. هماهنگی میان طرحهای جامع شهری و طرح های مرمتی.
2. پویایی در بافت تاریخی بخصوص از لحاظ اقتصادی.
در مجموع، هدف وی از مداخله در بافت های کهن بهبود عملکرد با احترام به کالبد زنده وپویا ،شیوه مورد اقدام وی در بافت های تاریخی بهسازی ونوسازی با توجه به برنامه ریزی شهری و روش مداخله او بازسازی شهری و روش جامع مرمت شهری است.
2-4-7- گوستاو جیووانی (1873-1947)
جیووانی از معماران و نظریه پردازان ایتالیایی است که اصولی را در زمینه مرمت شهری به صورت زیر مطرح می کند :
تفکیک شهری : تفکیک میان شهر قدیم و جدید
تفکیک فضایی : تفکیک میان بافت های زنده و فعال شهری با بافت های مرده وغیر فعال.
هدف جیووانی از مداخله در بافت کهن، بهبود عملکرد وکارکرد شهر با احترام به کالبدهای زنده و پویاست. کاربری پیشنهادی وی درخصوص بناها ومجموعه های تاریخی براساس تفکیک میان بناها به دو دسته مرده و زنده صورت پذیرفته است به نحوی که کاربری مورد نظر بافت های مورده کاربری موزه ای و کاربری مورد نظر بافت های زنده احیاء و مرمت بافت شهری است. شیوه اقدام وی بصورت بهسازی ونوسازی است وروش مداخله او روش بازسازی شهری وروش جامع مرمت شهری است (حبیبی ومقصودی، 42:1381).
2-4-8- پاتریس گدس(1854-1932م )
گدس از جمله نظریه پردازان بهسازی و نوسازی و شهر توسعه یافته است. وی معتقد بود در بهسازی و نوسازی شهری بنا یا مجموعه های شهری با شرایط مکانی و زمانی انطباق و هماهنگی داشته باشد بهسازی و نوسازی نباید تکرار دیروز باشد بلکه تحول و تداوم آن باشد (ابلقی،1382: 212).
2-4-9- شارل ادوارد ژانره مشهور به لوكوربوزيه (1887 -1965 م)
اصول مورد نظر لوکوربوزیه در فرایند بهسازی و نوسازی شهری عبارتند از:
 هندسه گرایی : به نظر لوکوربوزیه خیابان باید مستقیم باشد. بنابراین با پیروی از اصول هندسه گرایی است که از این پس می توان به نیازهای زمانه پاسخ داد.
 تولید انبوه : به منظور پاسخگویی به نیاز مسکن باید به تولید انبوه پرداخت.
 استاندارد گرایی : برای ساخت فضاهای شهری باید شاخص های استانداردی را رعایت کرد.
 جدایی حرکت سواره از پیاده : لوکوربوزیه ، تخریب بناهای قدیمی و ساخت بناهای جدید بر روی بناهای قدیمی و ورود وسایل نقلیه به داخل بافت های قدیمی را ضروری می دانست.
شهر توسعه یافته و آرمانی از نظر لوکوریوژیه شهر نوسازی و بازسازی شده به سبک آپارتمانی و جایی سرسبز با بناهای مرتفع است. دراین شهر ساختمانها که همانند ستون ها بناشده اند، این مکان را فراهم میکنند تمامی سطح زمین برای عبور ومرور وسایل نقلیه و عابران پیاده در نظر گرفته شود.
از نظر لوکوربوزیه استفاده منظم از ساختمانهای مرتفع به چند دلیل قابل توجیه بود. مهمترین آنها افزایش ارزش زمین و بهره برداری بهینه از آن در نتیجه فراهم آوردن امکان اجرای طرح های جسورانه و گران قیمت بود که قبلا” برنامه ریزان و مسئولان شهرداری ، زمین لازم را برای اجرای آن خریده بودند..
مهمترین نظریه های بهسازی و نوسازی شهر از دیدگاه لوکوربوزیه عبارتند از :
– بلند مرتبه سازی و آپارتمان نشینی به منظور بهره برداری از زمین شهری؛
– پیوند شهر با طبیعت وبرخورداری از مواهب طبیعی؛
– امکان برخورداری بیشتر از فضای سبز در محیط شهر ؛
– نفی شیوه ها و الگو ها ی گذشته شهر سازی ؛
– تناسب استقرار ساختمان ها با محور تابش خورشید ؛
– توجه به عبور ومرور و تکفکیک پیاده و سواره؛
– منطقه بندی تنها ابزار پاسخگویی به اهداف شهرسازی جدید است؛
– استفاده مطلوب از زمین های شهری؛
– شهرسازی و معماری نمی تواند به بنایی محدود شود که در گذشته بنا شده است؛
– تبعیت شکل و سیمای شهر از عملکرد شهر در فرایند بهسازی و نوسازی شهر اهمیت دارد ( زاغیان ، 1386 : 31).
2-4-10- کوین لینچ (1984-1918 م )
اندیشه لینچ به نظریه ” ادراک بصری و سیمای شهری ” معروف است. لینچ کلیه ادراک را به خوانایی آن و برقراری ارتباط منطقی و اصولی بین شهر و شهروند می داند. خوانایی شهر تنها بر عناصر یا عملکردها تکیه ندارد، بلکه شکل و محتوا را نیز شامل می شود. این نظریه تشریح فضایی- کالبدی محیط شهری متکی بر الگوی ساختاری آن است. شکل هر زیستگاه به چگونگی تنظیم فضایی اجزای تشکیل دهنده آن یعنی مردم ، فعالیت ها و تسهیلات و تجهیزات شهری ، پیوستگی و یکپارچگی هر قسمت با قسمت دیگر، پیوستگی درونی اجزا از هر جهت و در هر سطح بستگی دارد. ویژگی های نظریه قوانین ادراک بصری را می توان چنین بیان کرد:
أ‌- ایجاد خوانایی و تصویر ذهنی از شهر که در ذهن افراد ،اعم ازپیاده یا سواره نقش می بندد.
ب‌- ساختار و هویت که الگوهای قابل تشخیص و پیوسته از فضاها و ساختمان ها و بلوک های شهری به شمار می آیند.
ت‌- قابلیت تصور و تجسم به واسطه ادراک فضاهای شهری و تجزیه آنها.