پایان نامه جغرافیا در مورد مسکونی، اشغال، سایه، جبهه

متن کامل در sabzfile.com

شهرسازی و معماری درمصوبه مورخ 14/2/1371 خود، الگوهای ساخت مسکن را در سه دسته ارائه نموده است که شامل : الگوی ساخت و ساز تک واحدی، الگوی ساخت و ساز مجتمع آپارتمانی و الگوی ساخت و ساز چندخانواري می باشد. البته تقسیمات جزیی تری نیز می توان از گونه های ساختمانی ارائه نمود؛ به طور مثال، واحدهای مسکونی تک خانواری (واحدهای مسکونی باز، واحدهای مسکونی دوبلکس، واحدهای مسکونی ردیفی )، واحد های مسکونی چند خانواری ( آپارتمانهای بلند مرتبه با بیش از 8 طبقه و برجها، واحدهای آپارتمانی متوسط و کوتاه )( عزیزی، 1382 : 83 ). در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
3-3-2-1-4- مساحت زمین
از جمله دیگر عواملی که بر نحوه ارتفاع پذیری ساختمانها تاثیرگذار است، مساحت زمین و قطعه می باشد. در خصوص تاثیر مساحت قطعه زمین بر سایه اندازی و ارتفاع پذیری ساختمانها چند نکته مهم (قاعده کلی) وجود دارد که توجه به آن می تواند در برنامه ریزی شهری بافت های فرسود مفید واقع شود. به طور معمول با افزایش مساحت قطعات مسکونی شهری از تاثیر ارتفاع پذیری ساختمانها بر یکدیگر کاسته می شود. همچنین در بافتهای شهری طراحی شده که قطعه بندی اراضی به صورت منظم صورت می گیرد، اجرای ضوابط و مقررات کنترلی ارتفاع پذیری ساختمانها آسانتر از بافت های نامنظم است. در مورد تناسب ابعاد قطعات تفکیکی باید اشاره نمود که بهترین حالت،انتخاب طولهای معادل دو تا سه برابر عرض زمین می باشد و خارج از این ضابطه، مشکلاتی را در رابطه طراحی ساختمان به وجود می آورد ( کریمی، 1380 : 21 ).
قطعات موجود در بافتهای فرسوده دارای مساحت های ناهمگون و متفاوتی می باشند. زیرا این بافتها، بافتهای خودجوشی بوده اند که بدون برنامه ریزی و عمدتا” بر مبنای خواسته و نیاز مالکین پلاکها تفکیک می شدند. درنتیجه عمده قطعات آنها کوچک و با طول و عرض نامتعارف می باشند.
3-3-2-1-5- مقطع و شکل طبقاتی ساختمانهای سایه پذیر
یکی دیگر از ویژگی ها و مشخصات فضایی – کالبدی که بر ارتفاع پذیری ساختمانهای جنوبی بر ساختمانهای شمالی موثر است شکل و مقطع طبقات ساختمانی ساختمانهایی است که سایه برروی آنها می افتد (ساختمانهای شمالی). از نقطه نظر مقطع طبقات، ساختمانهای شمالی بسته به ارتفاع و تعداد طبقات آنها ممکن است تعداد زیادی شکل و مقطع طبقاتی داشته باشند. با توجه به اینکه از طبقه پایین به طبقات بالا از تاثیر سایه اندازی ساختمان جنوبی بر ساختمان شمالی کاسته می شود، مهمترین قسمت و بخش مقطع ساختمان که در بحث ارتفاع پذیری ساختمانها بیشترین اهمیت را دارد و به عبارت دقیق تر بیشترین تاثیر را از ارتفاع پذیری ساختمان مقابل می پذیرد، طبقات پایین و بویژه طبقه همکف مقطع

جدول شماره ( 3-1 ) : مزایا و معایب گونه های مختلف واحدهای مسکونی
گونه ها فرم مزایا معایب
تک خانواری – خانه های تک واحدی مستقل – مستقل بودن
– تراکم بسیار کم – عدم استفاده بهینه از امکانات زمین و اتلاف انرژی
– خانه های تک واحدی ( نیمه مستقل ) دوقلو ( خانه های ردیفی ) – استفاده بهینه از زمین و انرژی
– اشراف
چند خانواری

– آپارتمان ها – اشتراک در
فضاهای مشاعی
– جلوگیری از
رشد بی رویه شهر
– تراکم بالا
– استقلال هر واحد
– ساختمانهای دوبلکس – امکان طراحی خوب و متفاوت

– مجتمع های مسکونی – استفاده بهینه از زمین
– تناسب تراکم جمعیتی آنها با تراکم شهری

متن کامل در sabzfile.com

برجها و آسمان خراشها

– آپارتمانهای بلند – استفاده بهینه از زمین بر پایه حداقل سطح اشغال و تراکم جمعیت بالا – کاهش امنیت
– عدم آشنایی با همسایه
– جدایی از فعالیت خیابانی
– عدم وجود معنی و عملکرد روشنی برای فضاهای باز شهری

– برج – اشراف
– نورگیری و تهویه نامناسب
– مشکلاتی برای تاسیسات زیربنایی و شبکه آمد و رفت
ماخذ : ( گنجعلی زاده ، 1390 : 47 )

ساختمان می باشد. بنابراین باید گفت کد ارتفاعی و نوع کاربری طبقه همکف از جمله عواملی است که می توان با توجه به آن ارتفاع ساختمان جنوبی را تعدیل کرد .
از نظر شکل و مقطع طبقات ساختمانی، در طبقه همکف ساختمانها سه الگوی مقطع ساختمانی می توان تشخیص داد :
-الگوی اول، شامل شکل و مقطعی از ساختمان می باشد که از کد ارتفاعی 00:00 طبقه همکف بصورت مسکونی می باشد. با توجه به مساحت و اندازه اضلاع و ابعاد قطعات پلاک های مسکونی شهری (حدود 200 متر مربع) و تامین پارکینگ واحدهای مسکونی این الگو معمولا در ساختمانهای کوتاه مرتبه حداکثر سه طبقه قابل اجرا است .
– الگوی دوم، شامل شکل و مقطعی از ساختمان می باشد که از کد ارتفاعی 00:00 طبقه همکف بصورت پیلوت و با کاربری پارکینگ می باشد. با توجه به مساحت و اندازه اضلاع و ابعاد قطعات پلاک های مسکونی شهری (حدود 200 متر مربع) و تامین پارکینگ برای واحدهای مسکونی، این الگو معمولا در ساختمانهای میان مرتبه حداکثر تا چهارطبقه قابل اجرا است. با توجه به ضوابط شهرسازی و صدور پروانه ارتفاع پیلوت 40/2 متر و ضخامت سقف 40/0 متر، ارتفاع طبقه اول مسکونی با ارتفاع 80/2 متر از کد 00:00 همکف شروع می شود .
– الگوی سوم، در این الگو شکل و مقطع ساختمان دارای زیر زمین می باشد که با توجه به ضرورت نورگیری زیرزمین معمولا از کد ارتفاعی 60/+ تا 20/1+ متغیر است. در صورتیکه تعداد طبقات ساختمان چهار طبقه در نظر گرفته شود و تامین پارکینگ مورد نیاز واحدهای مسکونی در زیرزمین در گرفته شود، کد همکف مسکونی از کد ارتفاعی 60/+ تا 20/1+ شروع می شود و اگر طبقه همکف به تامین پارکینگ مورد نیاز واحدهای مسکونی اختصاص داده شده باشد کد ارتفاعی مسکونی از طبقه اول با ارتفاع 80/2 مترپیلوت باضافه 60/+ تا 20/1+ زیر زمین حدود 40/3 تا 4 متر . . .
هریک از الگوهای فوق از نقطه نظر تاثیر سایه اندازی ساختمانهای جنوبی برساختمانهای شمالی شرایط خاص خود را دارد.

3-3-2-1-6- شکل همجواری ساختمان با ساختمانهای پیرامون
از جمله دیگر ویژگی ها و مشخصات فضایی – کالبدی ساختمانها برمبحث ارتفاع پذیری ساختمانها موثر است، شکل همجواری ساختمان با ساختمانهای پیرامون است. از نظر شکل همجواری ساختمان با ساختمانهای پیرامون ساختمانها را می توان به دو دسته کلی و هر دسته به چند زیر مجموعه تقسیم کرد :
الف – ساختمانها و بناهای منفرد، که در طی فصول سال از چهار جبهه شمال و جنوب و شرق و غرب در معرض تابش مستقیم و غیر مستقیم تشعشعات خورشید قرار دارند. این گونه شامل زیر مجموعه های زیر است :
– ساختمانهایی که از چهار جبهه به فضای باز ار تباط دارند
– ساختمانهایی که از سه جبهه به فضای باز ار تباط دارند
ب – ساختمانها و بناهای ردیفی بهم پیوسته، که عموما در طی سال فقط از دوجبهه شمال و جنوب (در قطعات شمالی – جنوبی) و در مواردی هم (در قطعات شرقی – غربی) از جبهه شرق یا غرب در معرض تابش تشعشعات خورشید قرار دارند .
در مقایسه بین ساختمانها و بناهای منفرد و ساختمانها و بناهای ردیفی بهم پیوسته، ساختمانها و بناهای منفرد از نظر میزان سطوح خارجی بنا که در معرض تابش مستقیم و غیرمستقیم تشعشعات خورشید قرار دارد در مقایسه با ساختمانها و بناهای ردیفی به هم پیوسته سطوح بیشتری دارد .
ساختمانهای آپارتمانی ردیفی به هم پیوسته (چند خانوار) کمترین پوسته و سطح خارجی بنا را دارند بنابراین در معرض کمترین تابش تشعشعات خورشید قرار دارند به خصوص واحدهایی از مجموعه آپارتمان که تا قبل از طبقه آخر قرار دارند و فقط واحدهای طبقه آخر از طرف بالا و سقف سطح خارجی بیشتری نسبت به بقیه دارند .
از آنجائیکه در این بناها و ساختمانها هریک از واحدهای آپارتمانی عموما” فقط از طریق جبهه جنوبی در معرض تابش تشعشات مستقیم خورشید قرار دارند جهت گیری صحیح نسبت به خورشید، بیشترین تاثیر را در دریافت انرژی طبیعی آنها دارند .
در این نوع ساختمانها میزان دریافت انرژی و در معرض بودن تابش مستقیم تشعشعات خورشید از طبقات پایین، به علت سایه اندازی بناهای جنوبی به سمت طبقات بالا و آخر و بدلیل قرار گرفتن سقف آنها در معرض تابش مستقیم خورشید بیشتر شده و افزایش می یابد( جمالی، 1379،… ).
در ساختمانهای ردیفی بهم پیوسته، افزایش ارتفاع و تعداد طبقات ساختمانها و بناها و تراکم زیاد آپارتمانهای به معنای کاهش طول و فاصله ساختمانها با فاصله ساختمانها و بناهای شمالی می باشد. نکته مهم در این نوع ساختمانها جلوگیری از سایه اندازی آپارتمانهای بلند جنوبی بر ساختمانهای شمالی است. بنابراین برای عدم سایه اندازی باید زمین های خالی وسیعی حداقل به اندازه ارتفاع ساختمانهای جنوبی بین آپارتمانها باقی بماند .
3-3-2-1-7- نحوه قرار گیری، نسبت و چیدمان باز شوها و پنجره های جبهه جنوبی(جبهه اصلی) ساختمانهای شمالی
یکی دیگر از ویژگی ها و مشخصات فضایی – کالبدی که بر ارتفاع پذیری ساختمانهای جنوبی بر ساختمانهای شمالی موثر است، شکل نمای جنوبی ساختمانهای شمالی از نظر چیدمان پنجره ها و سایر بازشوهای نمای جنوبی است که سایه برروی آنها می افتد ( ساختمانهای شمالی ). نسبت بازشوها در جبهه اصلی ساختمان شرایط متفاوتی دارند. براساس ضوابط و مقررات ملی ساختمان سطح پنجره ها و باز شوهای جبهه های جنوبی ساختمان ها چیزی حدود 30% مساحت جبهه را تجویز می کند. یعنی اینکه برای جلوگیری از هدر رفتن انرژی در ساختمان حداکثر یک سوم سطح نمای رو به آفتاب ساختمان مجاز به نصب پنجره و باز شو است. بنابراین دریافت نور، آفتاب و انرژی خورشید از این یک سوم انجام می شود. بسته به اینکه محل نصب پنجره ها در نمای جنوبی در چه ارتفاع و کدی از ارتفاع طبقه قرار گیرد بر شرایط ارتفاع پذیری ساختمان موثر است. برای مثال اگر پنجره ها در ارتفاع یک متر از کف طبقه قرار گیرد می توان این یک متر را به ارتفاع پذیری ساختمان اختصاص داد.
بنابراین باید گفت کد ارتفاعی پنجره های ساختمان جنوبی از جمله عواملی است که می توان با توجه به آن ارتفاع ساختمان جنوبی را تعدیل کرد.
3-3-2-1-8- سطح اشغال
منظور از سطح اشغال ساختمان، سطح کل زمینی است که توسط ساختمانهای مسکونی پوشیده شده است. سطح سکوهای ورودی، پله ها و تراس ها در محاسبه سطح اشغال ساختمان منظور نمی شوند ( عزیزی، 1382 : 25 ). ضریب سطح اشغال، نسبت سطح مجاز برای ساخت و ساز به مساحت کل زمین است که به صورت درصد معرفی می شود. معمولا” این ضریب براساس طرح های جامع و تفصیلی در هر منطقه متغیر است. ضریب سطح اشغال در یک منطقه به طور معمول، بین 40 تا 60 درصد نسبت به منطقه و عوامل دیگر تعریف می شود. باید توجه داشت که ضریب سطح اشغال شاخص مناسبی برای به دست آوردن بخش های ساخته شده و فضاهای باز در قطعات تفکیکی است.
3-3-2-1-9- شکل سطح اشغال (ترکیب توده و فضا )
منظور از شکل سطح اشغال، نحوه قرار گیری ساختمان در قطعه زمین مربوط به آن است. فرم کالبدی ساختمانها و الگوی اشغال زمین، توام با یکدیگر بافت مجموعه مسکونی را بوجود می آورند. در این قسمت الگوهای معمولی و متعارف اشغال زمین صرفا” از نظر اقلیمی بررسی می گردند.
الگوی شماره 1 : ساختمان تقریبا”در وسط قطعه زمین مورد نظر قرار گرفته و از چهارطرف با هوای خارج ارتباط دارد.
در این الگو، مساحت مشرف به شرایط خارجی به حداکثر می رسد. نماهای شمالی و جنوبی را می توان در مقابل تابش آفتاب کنترل نمود. هرچه دیوارهای شرقی و غربی کوچکتر باشد بهتر است (کسمایی، 1369 : 103 ).
این الگو را که اصطلاحا” دو طرفه می نامند، در مجموعه ها بافت متراکم و فشرده ایجاد نخواهد کرد.
شکل شماره ( 3-10 ) : الگوی اول (ساختمان یک طرفه ) شکل سطح اشغال
در این سایت مطالب به صورت text only نمایش داده می شود و عکس ها و نمودار ها و.. درج نمی شود. برای دانلود فایل اصلی به سایت sabzfile.com مراجعه نمایید
ماخذ : (کسمایی، 1369 : 103 )
شکل شماره ( 3-11 ) : الگوی دوم شکل سطح اشغال

ماخذ : (کسمایی، 1369 : 104 )
الگوی 2: مانند الگوی 1، با این اختلاف که، ساختمان تمام عرض زمین را اشغال کرده است.
این الگو نیز ساختمانی دو طرفه محسوب می شود. در این حالت، به دلیل مشترک بودن دیوارهای شرقی و غربی ساختمانهای مجاور هم، از تابش شدیدترین آفتاب تابستانی بر سطوح خارجی ساختمان جلوگیری می شود. مساحت سطح خارجی این الگو کمتر از الگوی قبلی است و بافت متراکمی بوجود نمی آورد ( کسمایی، 1369 : 104 ).
الگوی 3 : ساختمان در منتهی الیه قسمت شمالی زمین قرار گرفته و تمام عرض آن را اشغال کرده است.
شکل شماره ( 3-12 ) : الگوی سوم (ساختمان یک طرفه ) شکل سطح اشغال

ماخذ : ( کسمایی، 1369 : 104 )
این الگو در مجموعه های ساختمانی یک طرفه در می آید که فقط یک نمای اصلی دارد. نسبت سطح به حجم این الگو مانند الگوی قبلی است. به دلیل وجود یک نمای اصلی، کنترل تابش آفتاب به ساختمان براحتی امکان پذیر است. و می توان در رابطه با نورگیری و کنترل تابش آفتاب مناسب ترین جهت استقرار چنین ساختمانی را بسادگی تعیین نمود ( کسمایی، 1369 : 105 ).
الگوی 4 : ساختمان مانند حالت قبل در منتهی الیه شمالی قطعه قرار دارد، با این تفاوت که در این الگو حیاط کوچکی در قسمت شمالی ساختمان پیش بینی شده است. نسبت سطح به حجم این الگو کمی بیشتر از الگوی قبلی است ( همان : 105 ).
شکل شماره ( 3-13 ) : الگوی چهارم شکل سطح اشغال

ماخذ : ( کسمایی، 1369 : 106 )
الگوی 5 : ساختمان ” L ” شکل، در این نمونه، ساختمان دو ضلع عمود بر هم قطعه زمین را اشغال کرده و دارای دو نمای عمود بر هم است ( کسمایی، 1369 : 106 ).