منبع پایان نامه درمورد روشنفکران، امر متعالی، پسامدرنیسم، پخش تلویزیونی

دانلود پایان نامه
سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : تقاد دارد رسانه تلویزیون مورد چشم‌پوشی قرار گرفته است، ‌در تجزیه تحلیل خود از این اغماض‌ها روی خطاهای زیر انگشت می‌گذارد:
با وجود ریشه‌های عمیق سنت تجزیه و تحلیل ادبی، ما در بحث محاسن زیبایی‌شناسانه‌ی محتوا و سبک نسبت به تجزیه و تحلیل شاخصه‌ها و توان‌مندی‌های رسانه از طریق درون مایه‌ای که به ارتباط گذاشته می‌شود، احساس آرامش بیشتری می‌کنیم.
در حالی که زتل ابتکار عمل را در جهت درست به دست می‌گیرد، این که تشخیص می‌دهد تمرکز بر «تلویزیون» ‌به عنوان یک رسانه ضروری است، متأسفانه در مورد این که چرا و چگونه این رسانه زیبایی‌شناسانه است بسیار کم صحبت کرده است او فقط در خط پایانی مقاله‌اش ارجاعی کلی و آزمایش نشده به «تجربه زیبایی‌شناسی» در نهایت امر می‌دهد.
تمرکز بر محتوای تلویزیون سبب از دست دادن هیجان زیبایی‌شناسی این جعبه جادویی می‌شود. از سوی دیگر مورد خطاب قرار دادن تلویزیون به عنوان رسانه، ‌به احیاء‌ آن از اعماق نگاه کلیشه‌ای ابزاری می‌انجامد.
غیرممکن در هنر را ممکن ساخته است ‌و برای اشاره باید گفت ترکیب دو مفهوم زمانی با یکدیگر که عبارتند از: 1) زمان به عنوان توالی حرکات و 2) زمان به عنوان یک مقطع منفرد و ایستا در زمان حال.
نمایش زمان به دو صورت یک تغییر دائمی و به عنوان حال، همان اکنون لایزال، دقیقاً همان چیزی است که اثر ساعت تلویزیونی او را به صورت یک نمونه قدرتمند و استثنایی درآورده است.
در عرصه تلویزیون به دو صورت ایستا و زنده، همچنین بودن و شدن (تبدیل شدن)، و این که به هر دو حالت بیننده در تأمل و تفکر و عکس‌العمل برای ارتقاء نیاز دارد،‌ به نظر می‌رسد این نکته را نباید فراموش کنیم که وقتی به دستگاه تلویزیون نگاه می‌‌کنیم صرف نظر از عملکرد ابزاری آن، خودمان را علاقه‌مند به کیفیات ارائه شده حس می‌‌کنیم. برای مثال، آیا شکل عرضه دستگاه تلویزیون نسبت به یک دستگاه دیگر در ترجیح و انتخاب ما تأثیر ندارد؟
ما همچنین از کیفیت بالای صوت و تصویر لذت می بریم، اما این کیفیات که موجب خوشنودی ما می‌شوند ربطی به ماهیت عملکردی تلویزیون ندارند بی کیفیت یا با کیفیت بالای صدا و تصویر ما یک مطلب در حال پخش را دریافت می‌کنیم امر انتخاب دستگاه تلویزیون به سادگی حضور ما را در یک داوری زیبایی‌شناسانه در این مورد که کدام دستگاه خوشایندتر است نشان می‌دهد. اگر ما راه آسان را انتخاب کنیم و زیبایی‌ زیبایی‌شناسانه را طبق تعریف تاتار کییویچ (Wladyslaw Tatarkiewicz) «آن که خوشایند می‌سازد» (تمجیدی، 1385) بپذیریم. آنگاه می‌توانیم بگوییم که دستگاه تلویزیون واقعاً وارد قلمرو زیبایی‌شناسی می‌شود، چرا که در ما احساس خشنودی و لذت از زیبایی ایجاد می‌کند.
اگرچه تجربه ما از دستگاه تلویزیون به عنوان یک امر متعالی به سادگی قابل توصیف و هضم نیست، ‌می‌توانیم این شخصیت‌دهی را به محض این که بپذیریم قادر به درک یا کنترل مکانیک عملکرد نور در ورای تلویزیون نیستیم، قبول کنیم. این واقعیت که دستگاه تلویزیون کار می‌کند به خودی خود اعجاب‌برانگیز است. میانگین افرادی که چیزی در مورد فناوری تلویزیون نمی‌دانند زیاد است، و مهندسین پیشرو برق هنوز در درک مکانیک نور و چگونگی پراکنش کار کردن آن سردرگم‌اند. چیزی که تلویزیون قادر به انجام آن است فراتر از اعمال مکانیکی ساده، خازن ها، مقاومت‌ها و تزانزیستورها در درون دستگاه است حاصل همه این قطعات مکانیکی، جلوه‌گر شدن تصاویر، نورها و حرکات پیش چشمان ماست چه کسی از بازی نور و رنگ حیرت‌زده نمی‌شود و یا اگر این اجرای فوق‌العاده‌ای نور و رنگ «هنر» نیست، پس چه چیز می‌تواند باشد؟ و آیا در یک گالری، آنچه نقاشی را جلوه‌گر می‌سازد و آن را از دیوار پشت سر متمایز می‌کند دقیقاً‌ همان جلوه حرکت نور نیست؟
حرکت نور در هنر است که یک امر متعالی را ممکن می‌کند؛ و همین حرکت است که از تمامی تلاش‌های ما برای درک یا غلبه بر آن فراتر می‌رود. تصویری از زندگی که در اثر هنری به وجود می‌آید ما را به وجد می‌آورد و سبب می‌شود تا خود را در مقام تحسین آن قرار دهیم. علی‌رغم تمام این تظاهرات… برای مثال رنگ ایستا در نقاشی موندریان یا مؤلفه‌های ایستای مکانیکی در تلویزیون، ـ مثل یک نقاشی، به نظر می‌رسد که به غیرممکن دست یافته باشد؛ و این همان نمایش حرکت و بازی نور است ـ در واقع خورندگی در شکل یک شیء غیر ارگانیک.
ما به سادگی پس از روشن کردن دستگاه تلویزیون به تحسین این رویداد مداوم از تبدیل شدن و خلق تصویر می‌پردازیم. در واقع، در لحظه‌ای آنی بودن تلویزیون است که ما با تجربه‌ی زیبایی‌شناسی آن به عنوان یک امر متعالی مواجه می‌شویم. این لحظه درست همان لحظه‌ی روشن‌کردن تلویزیون است؛ در لحظه کشش جایی که انتظار وجود ما را پر می‌کند و ظرفیت تلویزیون توانایی اقناع این انتظار را دارد است که ما درگیر یک تجربه زیبایی‌شناسانه می‌شویم ما به لحظه‌ای مبهوت و توسط این امر متعالی از خود بی‌خود می‌شویم و در مقابل حرکت بدون تفکر زندگی در یک شیء غیر ارگانیک قرار می‌گیریم این لحظه‌ای مواجهه است که در آستانه فوریت به ما اجازه می‌دهد فکر کنیم. تلویزیون قادر است یک تجربه زیبایی‌شناسانه را ارتقا بخشد و برانگیزاند.
دلیل این امر آن است که تجربه زیبایی‌شناسانه تلویزیون وابستگی خاصی به محتوای برنامه ندارد. می‌توانیم بگوییم که تلویزیون حقیقتاً یک شکل هنری پسامدرن است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *