دانلود پایان نامه درباره ارتقاء جایگاه، محدودیت ها، درون مایه، تیراندازی

سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : را بیشتر می‌کند به گونه‌ای که تیتراژ کارکرد یک نشانه تکرار شونده را می‌یابد و تمامیت فضای فیلم و درون‌مایه آن را در ذهن مخاطب باز تولید می‌کند. این ویژگی تکرار و نشانه‌رسانی، تیتراژ تلویزیونی را تا حد شناسنامه هویت کلی فیلم ارتقا می‌بخشد، ویژگی‌ای که تیتراژ سینمایی فاقد آن است و اگر بخواهیم برای تکرار تیتراژ تلویزیونی در سینما، وضعیتی عینی تصور کنیم، مانند آن است که در میانه فیلم، بارها و بارها، تیتراژ تکرار شود و به نقطه‌گذاری داستان فیلم بپردازد و تماشاگر را به خوانشی آگاهانه‌تر از فیلم دعوت کند.
باید این نکته را هم افزود که اگر چه برای هر سریال یا فیلمی، یک تیتراژ خوب، به خودی خود، ارزشی هنری و فکری محسوب می‌شود لیکن اگر خود فیلم نتواند آن فضای مطلوب و درگیرکننده از حیث حس و اندیشه را بازسازی کند، موجب رنجش مخاطب خواهد گردید و انتظارات فزاینده‌اش را برآورده نخواهد کرد و تماشاگر فرهیخته،‌ از فاصله میان تیتراژ خوب و فیلمی که نمی‌تواند توقعات او را ارضا کند سرخورده خواهد شد، مانند یک طرح جلد خوب و عنوان جالب برای کتابی که ارزش خواندن ندارد و موجب احساس فریب‌خوردگی مخاطب می‌گردد و همواره او را خواهد آزرد.
یک فیلم باید در تمام عناصر روایی، سبکی، درون مایه و مضمون، از وحدتی درخور و هنرمندانه برخوردار باشد تا بتواند اثری تأثیرگذار ماندگار گردد این وظیفه فیلم‌ساز است که بر تمام اجزای فیلم خویش نظارت کند و هیچ بخش از آن را وانگذارد و همه عناصر را به لحاظ فرم و درونمایه، با حوصله تمام، با اتکا بر توانایی‌های فکری و هنری خود و سایر عوامل تولید به انجام رساند (آتش‌زر، 1389).
سیر تحول عنوان‌بندی
با مروری بر تاریخ شکل گیری سینما شاهد فیلم‌های چند دقیقه‌ای مستند و خبری هستیم که هیچ‌گونه عنوان‌بندی نداشتند و مشخصات مربوط به فیلم فقط روی پوسترهای تبلیغاتی و به شیوه گرافیک ایستا در دوره تکثیر ماشین چاپی انجام می‌گرفت اما کم‌کم با طولانی شدن حلقه‌های نمایش فیلم، اعلام نام فیلم و برخی اطلاعات دیگر که فیلم‌سازان قادر نبودند از طریق تصویر به بیننده منتقل کنند ضرورت استفاده از لوحه به عنوان میان‌نوشته نماهای فیلم مطرح شد البته فیلم‌سازان هنرمند سعی می‌کردند تا حد امکان از آن پرهیز کنند و از طریق تصاویر بدون اتکا به نوشتار، منظور خویش را به بیننده منتقل سازند.
موسیقی از همان ابتدا به کمک سینما آمده بود تا در مواقع لازم برای انتقال حس و حالت نقص تصویر را بپوشاند. هرچند فیلمسازان کوشش بسیاری می‌کردند از طریق تصاویر و موسیقی، اطلاعات لازم را به بیننده بدهند، ‌اما در برخی موارد هیچ گریزی برای فیلمسازان باقی نمی‌ماند و آنها را مجبور به استفاده از نوشتار می کرد. در ابتدا از حروف ثابت و یکسان که احتمالاً دارای تزئیناتی بود برای تمام نوشتارهای فیلم، اعم از عنوان‌بندی یا میان نوشته‌ها استفاده می‌کردند.
نخستین بار فیلمسازان روس بودند که در سال‌های پرخلاقیت پس از انقلاب روسیه، به این فکر افتادند که با کوچک و بزرگ کردن برخی کلمات یک نوشتار، حالتی نمایشی به آن بدهند. این توجه البته ناشی از پیشینه هنری و درک عالی آنها از هنرهای تجسمی بود. بنابراین میان نوشته‌ها از اینکه صرفاً خبری و توصیفی باشند، خارج شده کیفیتی نمایشی پیدا کردند، حتی به یک «نما»‌ی سینمایی تبدیل شدند که در پیوند با سایر نماهای فیلم قرار داشتند و جزئی تفکیک‌ناپذیر از ساختار زیبایی‌شناسی فیلم بودند.
برای نمونه می‌توان به صحنه اعدام جاشوهای رزمناو پوتمکین ساخته درخشان ایزنشتاین اشاره کرد در این صحنه، افسر ضد انقلابی به گروه تیراندازان دستور می‌دهد که به سوی جاشوهای شورشی که در زیر پارچه‌ای بزرگ قرار داده ‌شده‌اند شلیک کنند. فرمان آتش به صورت میان نوشته بر پرده سینما نقش می‌بندد اما سربازان تیراندازی نمی‌کنند ضخامت حروف به خوبی روحیه اقتدارگرایانه افسر ضد انقلابی را نمایش می‌دهد این حروف جانشین صدای قاطع و نظامی او شده است. درتضاد با این میان نوشته،‌ جملات رهبر جاشوهای شورشی قرار دارد که با سخنان انقلابی، سربازان را به یاری می‌طلبد.
تا قبل از ابداع خلاقانه فیلمسازان روس، میان‌نوشته‌های یک صحنه،‌ فاقد پیوستگی با عناصر نمایشی و رویدادهای صحنه بود. هنرمندان پیشرو روس مانند السکاندر رودچنکو (Alexander Rodchenko) در عرصه پوسترسازی به پیشرفت‌های شایانی رسیده بودند. در سال‌های اولیه انقلاب که همکاری خلاقانه‌ای میان هنرمندان رشته‌های مختلف جهت توده‌ای ساختن هنر جریان داشت تحولی عمیق در زیبایی‌شناسی فیلم بوجود آمد.
در کنار هنرمندان انقلابی روس، فیلمسازان پیشرو فرانسوی نیز کوشش‌هایی جهت ارتقاء جایگاه زیبایی‌شناختی کاربرد نوشتار در فیلم انجام دادند، ‌اما این پیشرفت‌ها تأثیر چندانی بر فیلمسازان امریکایی نداشت، حداکثر آنکه برخی از آنها نوشته های عنوان‌بندی را به جای آنکه بر روی زمینه مشکی نمایش دهند،‌بر روی یک تصویر ثابت، برهم‌نمایی می‌کردند.
با ناطق شدن سینما، هرچند نوآوری‌هایی صورت گرفت اما علی‌رغم حذف میان‌نوشته‌ها، عنوان‌بندی فیلم‌های ناطق چندان تفاوتی با صامت نداشت نهایت آنکه با توجه به گونه‌های مختلف فیلم، تغییراتی به صورت قراردادی در تصویر پیش‌زمینه عنوان‌بندی که نوشتار فیلم بر آن ظاهر می‌شد انجام می‌دادند.
در سال‌های قدرت داشتن نظام