پایان نامه رایگان با موضوع مشترک معنوی

دانلود پایان نامه
سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : ري، و خوار كننده او را خوار گردان]. ما پيش از اين، راويان آن را يادآور شديم . و مي توان براي تأييد قرينيّت آن مبني بر اينكه «مولي » جز با معني اولويّت ملازم با امامت، سازگاري ندارد، وجوهي را ذكر كرد :
1. هنگامي كه پيامبر خدا(ص) مقام شامخي را كه خداوند به وصيّش واگذار كرده بود يعني رياست عامّه بر مردم و امامت مطلقۀ پس از پيامبر، آشكار ساخت، طبيعتاً مي دانست كه تحقيق اين امر به ارتش و حامي و اطاعت واليان و استانداران و فرمانداران و كارگزاران نيازمند است. و نيز مي دانست – آن گونه كه در قرآن 208 آمده است – در ميان مردم افرادي هستند كه به او حسادت مي ورزند. و نيز حضرت مي دانست كساني هستند كه كينه او را در دل خود پيدا مي كنند، و افرادي ميان منافقان وجود دارند كه به خاطر خون خواهي هاي جاهلي، دشمني او را در دل پنهان داشته اند، و نيز مي دانست كه پس از او از سوي آزمندان حكومت و مال، فتنه و فسادي بر گرفته از حرص و ولع، پديد خواهد آمد، و آنان از علي خواسته هايي خواهند داشت كه شايستگي آن را ندارند و علي(ع) نيز طبق حقّ، عمل كرده خواسته هاي آنان را به خاطر عدم كار آزمودگي و عدم شايستگي شان بر آورده نخواهد ساخت، و در نتيجه آنان سپرهايشان را مقابل او خواهند گرفت [ دشمن او شده و به جنگ با او مي پردازند209 ] برابرش صف آرايي مي كنند. چنان كه اجمالاً آن را با اين سخن، بيان مي فرمايد : «‌إن تؤمروا عليّا – ولا أراكم فاعلين – تجدوه هادياً مهدياً»210
[ اگر از علي فرمانبرداري كنيد – و من نمي بينم كه انجام دهيد – هر آينه او را رهنما و هدايت شده خواهيد يافت ]؛ و در عبارتي : «إن تستخلفوا علياً – و ما أراكم فاعلين – تجدوه هادياً مهدياً»211 ‍‍[اگر خلافت علي(ع) را بپذيريد – و فكر نمي كنم بپذيريد – او را هدايت كننده و هدايت شده، خواهيد يافت].
و چون حضرت وقايع آينده را مي دانست، از اين رو شروع كرد به دعا كردن براي دوستدار و ياري كننده او‌، و نفرين بر دشمن و خوار كنندۀ او، تا باشد كه امر خلافت براي اوثابت گردد، و مردم بدانند كه محبّت او سبب جلب محبّت خداي سبحان، و دشمني با او و خوار ساختن او سبب خشم و غضب او خواهد شد، تا در نتيجه مردم به حقّ و اهل آن نزديك گردند. و چنين دعايي كه به صورت عامّ و بدون قيد بيان مي شود، مناسب نيست مگر دربارۀ كسي كه از چنين مقامي برخوردار است و به همين علّت چنين دعا و كلامي دربارۀ ساير مؤمنان كه خداوند محبّت ورزيدن به يكديگر را بر ايشان واجب ساخته، وارد نشده است، و نفرت ميان آنان، جزئي است و به اين حدّ نمي رسد.
و چنين دعايي هنگامي صادر مي شود كه شخص مورد دعا، از اركان دين و نشانه اسلام و امام امت باشد، و روگرداني از او سبب شكستن بازوي حق ّ و گسستن دستگيره اسلام باشد.
2- اين دعا- به جهت عموميّتي كه از حيث اشخاص به خاطر وجود موصول[من]، و از حيث زمان و حالات به خاطر حذف متعلّق، دارد – بر عصمت امام دلالت مي كند؛ چون چكيده معنايش، اين است كه در هر حال و در هر زمان و بر هر كسي، دوستي و ياري او واجب ؛‌و دشمني با او و خوار شمردن او حرام است، و اين نشان مي دهد كه او در همه احوال، داراي صفتي است كه مانع صدور معصيت از او مي شود‌، سخن غير حقّ نمي گويد، عمل غير حقّ انجام نمي دهد، و با غير حقّ همراه نمي باشد؛ زيرا اگر گناهي از او صادر شود بر هر كسي واجب است كه به علّت ارتكاب گناه و براي دست برداشتن از آن، ناراحتي خود را از آن اعلام و دشمنيش را با او آشكار سازد. و چون پيامبر از عموم كلام خود هيچ حالت و زماني را استثنا نكرده، در مي يابييم كه علي(ع) همواره و در همه احوال و در همه اوقات بر همان صفتي بوده است كه ذكر كرديم. و دارندۀ اين صفت قطعاً امام است ؛ زيرا بر اساس براهين ياد شده در جاي خود، قبيح است كه شخص پايين تر از او بر او مقدّم شود و عهده دار امامت شود . و حال كه ثابت شد او امام است، پس نسبت به مردم، أولويّت داشته و سزاوارتر از خودشان به خودشان مي باشد.
قرينه سوم : سخن پيامبر اكرم(ص) :‌«يا ايها الناس بم تشهدون ؟ قالوا : نشهد أن لا إله إلاّ الله . قال : ثمّ مه؟ قالوا :‌و أنّ محمداً عبده و رسوله . قال : فمن وليّكم ؟ قالوا : الله و رسوله مولانا » [ اي مردم! به چه چيزي شهادت مي دهيد ؟ گفتند : شهادت به لا اله الا الله . فرمود : پس از آن به چه ؟ گفتند : به اين كه محمّد بنده و فرستاده اوست . بعد فرمود : وليّ شما كيست؟ گفتند : خدا و رسولش مولاي ما هستند]. در اين لحظه پيامبر دست بر بازوي علي(ع) زد و آن را بلند كرده و فرمود : «من يكن الله و رسوله مولاه فإن هذا مولاه…»[هر كس كه خدا و پيامبرش مولاي اوست، همانا اين علي مولاي اوست ]. اين عبارت، از جرير نقل شده است.212
قرار گرفتن ولايت در سياق شهادت به توحيد و رسالت، و آمدن آن در پي ولايت مطلقه خداي سبحان و پيامبرش، ممكن نيست مگر اينكه معناي امامت ملازم با اولوّیت بر جان مردم، اراده شده باشد ‍]همانگونه كه پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‌:( النبي أولي بالمؤمنين من انفسهم ) 213، علي(ع) نيز بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است].
قرينه چهارم : سخن پيامبر خدا(ص) پس از پايان حديث : «الله أكبر علي إكمال الدين و إتمام النعمه و رضا الرّب برسالتي و الولايه لعليّ بن أبي طالب »[ الله اكبر بر كامل شدن دين و تكميل نعمت و خشنودي خدا از پيام رساني و رسالت من و ولايت علي بن ابي طالب ].
به نظر شما كدام معني، غير از امامتي كه متمّم برنامه ها و مكمّل نشر دين و تثبيت كننده پايه هاي رسالت است، دين را كامل و نعمت را تمام و خش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *