تحقیق رایگان درباره علم اقتصاد، دانشگاه تهران، نهج البلاغه، منابع معتبر

دانلود پایان نامه
سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : ارزيابي قرار مي گيرد.
بخش پنجم: نتيجه گيري است؛ به بيان تأثيرات تکليف گرايي بر کارآمدي سياسي و ارائه راهکارهاي پيشنهادي در جهت کارآمدي نظام سياسي کشورمان اختصاص مي يابد.
در پايان منابع تحقيق ارائه مي شود.

بخش يکم
مفاهيم و کليات

بخش يکم : مفاهيم و کليات

فصل اول. بررسي مفهوم کارآمدي
تبيين علمي کارآمدي نظام هاي سياسي و عوامل تأثيرگذار برآن از منظر بنيانگذار جمهوري اسلامي، در گام آغازين نيازمند ارائه تعريفي دقيق و شفاف از واژگان و مفاهيم کليدي اين پژوهش است. از اين رهگذر متغيرهاي تحقيق و مفاهيم مرتبط با آن مورد بحث و تحقيق قرار گرفته و حدود و ثغور آن نيز روشن مي گردد. تلاش بر اين است تا اين تعاريف از منظر فلسفه سياسي و جامعه شناسي سياسي ارائه گردد، هرچند در پاره اي از توضيحات بر حسب نياز و اقتضاي موضوع پژوهش از انديشه اسلامي و فقهي نيز بهره مي جوئيم. علت اتخاذ چنين گرايشي از آن روست که اصطلاح فلسفي و جامعه شناختي را براي بيان مقصود خود در راستاي تأمين هدف اصلي پژوهش که ارائه ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي است، کافي نمي دانيم. ايشان الزاماً در نظام معنايي و چارچوب اصطلاحات فلسفه سياسي و جامعه شناختي سياسي آکادميک سخن نگفته اند، بلکه انديشه سياسي و ديدگاههاي ايشان پيرامون حکومت داري از مباني، آموزه ها و اصطلاحات اسلامي و فقهي نيز تأثيري عمده پذيرفته است. در عين حال براي ارائه و تدوين ديدگاههاي ايشان در قالب تحقيقي علمي و نظام مند، تلاش مي شود تا حد ممکن از اصطلاحات، نظريه ها و متد علمي کمک گرفته و ساماندهي تحقيق را بر اين اصل استوار سازيم.
با در نظر گرفتن موضوع اين پژوهش، محوري ترين مفهوم که در ابتدا بايد مورد بررسي قرار گيرد مفهوم کارآمدي است. در گام دوم جهت شناخت دقيق تر و اهميت آن به جايگاه کارآمدي در نظام هاي سياسي و ارتباط آن با موضوعاتي مهم نظير؛ مشروعيت و اعتماد سياسي مي پردازيم. و در سومين گام متغير ديگر اين تحقيق يعني تکليف گرايي- در بخشي مستقل- مورد بررسي قرار مي گيرد.

1. معناي لغوي و اصطلاحي کارآمدي
واژه کارآمدي داراي تعاريف و کاربردهاي متعددي – خصوصاً در سه حوزه اقتصاد، مديريت و سياست – است که ابتدا به بررسي اين واژه از منظر لغوي در ادبيات فارسي و لاتين پرداخته و سپس مفهوم آن در سه حوزه فوق بررسي مي شود.

1 . 1. کارآمدي در ادبيات فارسي:
کاربرد اين واژه در ادبيات ما داراي پيشينه اي طولاني است و حتي در شاهنامه فردوسي، تاريخ بيهقي، طيبات سعدي، آثار نظامي و …، به صورت هاي مختلفي نظير “کارآمد“، “کارآمدگي”، “کارآمدن”، “کارآمدني” و “کارآمده” به کار رفته است (دهخدا،1341، ش51: 117). علامه دهخدا پس از کاربرد شواهد منظوم و منثور، واژگان پيشگفته را اين گونه معنا مي کند: کارآمد: “آن که کارها را به نيکويي انجام دهد، آن که کارداند.” کارآمدي: “در خور بودن، به کار آمدن، مفيد بودن، خدمت کردن.” کارآمدني: “مفيد و با فايده و سودمند.” کارآمده: “لايق، مجرب، ورزيده”(همان). در فرهنگ عميد، کلمه کارآمد به معناي کارآزموده، شايسته، کامل و سودمند آمده است (عميد،1362، ج ?: 807). در فرهنگ معين به معناي کارداني، کارآموزگي، شايستگي و آنچه که سودمند باشد به کار رفته است (معين، 1357،ج 3 :2797). اين اصطلاح در زبان فارسي به تأثير، سودمندي، اثر بخشي، كارآيي و فايده ترجمه شده است ( جعفري، 1377 : 96).
2. 1. کارآمدي در ادبيات لاتين:
در زبان انگليسي کارآمدي معادل واژه “Effectiveness” است که با كلماتي مانند کارايي، کارآمدي، تأثير، تأثيرگذاري، اثر بخشي مترادف مي باشد (حق شناس؛ سامعي و انتخابي، 1379، ج 1: 477). همچنين واژه هاي “Effect” به معناي اثر، تاثير نتيجه و “Efficinency ” به معناي لايق ، با کفايت و کارآمد و “Effective ” به معناي موثر، کارآمد و ثمر بخش مورد استفاده است(Oxford Elementary Learner’s Dictionary, 2000:107). براي کارآيي از واژه “Efficiency” استفاده مي شود. برخي نيز از واژه “Competence” به معناي صلاحيت و سزاواري، استفاده مي کنند (نوروزي خياباني، 1374: 91-90). در يک جمع بندي فرهنگ هاي علوم انساني فارسي براي چهار واژه انگليسي معطوف به مفهوم کارآمدي، معاني زير را پيشنهاد داده اند (آشوري،1384 :113؛نوروزي، 1374: 91؛ گلريز، 1368 : 171).
1. Effective : کارآمد، کارگر، اثرگر، اثرمند، مؤثر، ثمربخش، کارا.
2. Effecticeness : کارآيي، کارآمدي، اثر گذاري، تأثيربخشي.
3. Efficiency : کارآيي، کفايت، لياقت، بازدهي.
4. Efficient : کارآمد، لايق، مؤثر، سودمند (اخوان کاظمي، 1383: 23 ).
3. 1. کارآمدي درعلم اقتصاد:
در فرهنگ اقتصادي کارآمدي و کارآيي، مترادف گرفته و چنين تعريف شده است: “استفاده مطلوب از منابع يا عوامل توليد يا قابليت و توانايي رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده” (حسن گلريز،‌1368: 171). سامر اسلينچرکارآمدي را چنين تعريف کرده است:
أ. کارآمدي فيزيکي يا مهندسي که عبارت است از رابطه بين کميت فيزيکي مصرف شده و توليد.
ب. کارآمدي تجاري يا مالي که عبارت است از رابطه بين هزينه و درآمد حاصله.
ج. کارآمدي اجتماعي يا انساني که عبارت است از رابطه بين نيروي مصرف شده و رضايت يا منافع توليد شده که براي اندازه گيري و تعيين موقعيت در هر هدف، راه هاي گوناگوني وجود دارد. مثلا برخي از اهداف بر اساس کارآمدي و بعضي را بر اساس اثر بخشي مي سنجند، کارآمدي نسبت خروجي به ورودي است و اثر بخشي نشان دهنده تعداد دست يابي به هدف است ( آرجاچ، اف گلوک، ????: ??).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *