پایان نامه رایگان با موضوع توسل به زور، توسعه خود

سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : و كارآيي اش در حل دشواري ها خواست هاي مردم جامعه است. اگر نظام سياسي كارآيي نداشته باشد، و در پاسخ خواست هاي شهروندان ناتوان گردد، پشتيباني مردم نيز از نظام سياسي كم يا ناپديد مي شود و بي حمايت مردم نيز از حاكميت پايه هاي مشروعيتش لرزان شده و انديشه مشروعيت تازه اي پديدار مي شود. در چنين موقعيت سياسي خواه ناخواه ميان دو انديشه، دو مفهوم و دو باور از مشروعيت، پيكار در مي گيرد: مشروعيت نظام سياسي حاكم و قانون ولي بي پشتيباني حكومت شوندگان از يك سو و مشروعيت بالنده و متكي به انبوه مردم و شهروندان از سوي ديگر. يعني مشروعيتي كه به ابزارهاي قانوني و توانايي هاي مادي حاكميت بر مسند قدرت مي نازد، ولي با نداشتن كارآيي و قاطعيت لازم زمين گير شده و پويايي اش را از دست داده و در نبرد با مشروعيت بالنده اي است كه با پشتيباني مردم و ياري و نيرو گرفتن از همه نظريه ها، توانايي و كاربرد قوانين ياري دهنده، مشروعيت قدرت حاكم ومستقر را از ميان برده و مي كوشد تا جانشين آن گردد”( ابوالحمد، 1376: 253). به عقيده ليپست “كارآمدي مستمر، با گذشت چند نسل مي تواند به يك نظام سياسي مشروعيت ببخشد”( ليپست، 1374، ش18: 11).
نتيجه اين كه بر مبناي ديدگاهي كه مشروعيت را به معناي مقبوليت و برخواسته از قرارداد اجتماعي،رضايت و پذيرش مردمي مي داند، كارآمدي رابطه تنگاتنگي با مشروعيت داشته، هم منبع و مولد و هم باعث تقويت آن مي باشد. در حقيقت كارآمدي در حوزه مفهوم مشروعيت يابي “Legitimation” قرار مي گيرد كه به معناي فرآيند است كه طي آن حكومت ها به بسط و گسترش پايگاه اجتماعي خود و همچنين بالا بردن درجه رضايت مردم مي پردازند و سعي مي كنند مقبوليت اجتماعي و موقعيت سياسي خود را تثبيت و به عبارتي “مشروعيت ثانويه” را تحصيل كنند( اخوان كاظمي، 1383: 65 ). توضيح اين كه: “مشروعيت اوليه يا پيشيني حقي است كه براي يك فرد، قبيله يا گروه در به دست گرفتن حكومت و اعمال قدرت فرض مي شود. در برابر مشروعيت ثانويه يا جاري، در واقع توانايي اعمال و حفظ اين حاكميت است. رابطه اين دو مشروعيت و يا به تعبير دقيق تر “مشروعيت” و “مشروعيت يابي” يا مشروعيت و كارآمدي به صورت ذيل آمده است:

نمودار رابطه مشروعيت و كارآمدي
مشروعيت پيشين
(
شكل گيري قدرت
(
استقرار
(
اعمال قدرت
(
مشروعيت جاري يا ثانويه (كارآمدي)

بر اين مبنا كارآمدي، مشروعيت زا و از نوع مشروعيت مكمل و ثانويه است تا جايي كه مثلا “اودائل” از نظريه پردازان توسعه، مي گويد: “ديكتاتورهاي مصلح كه با كودتا سر كار مي آيند، اگر عملكردشان به گسترش رفاه عمومي و ايجاد امنيت بينجامد، براي خود مشروعيت هم كسب مي كنند و اساسا توسعه خود مشروعيت آفرين است”( حجاريان، 1373، ش 3: 80).

2. اين كه مشروعيت را به معناي حقانيت و تنها منبع آن را اذن و خواست الهي بدانيم، نه قرارداد اجتماعي، رضايت، پذيرش مردم و … . در چنين صورتي كارآمدي يا ناكارآمدي هيچ تأثيري بر مشروعيت ندارد. و حتي كارآمدترين و مقبول ترين حكومت ها اگر مبناي مشروعيت خود را از طريقي كه دين تعيين مي كند حاصل نكرده باشند، نامشروع (غاصب) هستند و برعكس، حكومت ديني اگر ناكارآمد و نامقبول باشد، مشروعيت دارد. زيرا كارآمدي مربوط به ساختار، قواعد و مقررات، روش ها و نيروهاي انساني حكومت است و با فرض اين كه اصل حكومت مشروعيت الهي دارد، نه مردمي، كارآمدي يا ناكارآمدي نمي تواند بر مشروعيت آن بيفزايد يا از آن بكاهد، همان گونه كه خواست و رضايت مردم نسبت به فردي ناصالح و نالايق براي حكومت ذره اي به او مشروعيت نمي بخشد و عدم خواست و رضايت مردم نسبت به فردي صالح و شايسته كه در بالاترين قله عبوديت و انسانيت قرار دارد، اندكي از مشروعيت او نمي كاهد( فتحعلي، 1383: 234). بديهي است صالح ترين افراد بدون حمايت، اقبال و ياري مردم نمي تواند حكومت كند و نظامي كه از مقبوليت مردم برخوردار نيست، كارآمدي لازم را ندارد و نظامي كه كارآمد نباشد، مقبول واقع نمي شود( قوام، 1379: 53 ؛ رفيع پور، 1384: 452-447).

بنابراين نسبت مشروعيت و كارآمدي بر اساس مشروعيت الهي بدين قرار است:
نمودار رابطه مشروعيت الهي و کارآمدي
مشروعيت اوليه الهي
(
شكل گيري قدرت
(
استقرار نظام
(
اعمال حاكميت
(
كارآمدي
(
مقبوليت

آخرين نكته درباره رابطه كارآمدي و مشروعيت اين است كه نظام هايي كه داراي مشروعيت الهي اند نسبت به كارآمدي خود حساس ترند؛ چنين نظام هايي، مقدم و افزون بر مردم، خود را در برابر خدا مسئول مي دانند. اين احساس مسئوليت مضاعف، به لحاظ نظري و به طور طبيعي اقتضاي تلاش بيشتر را براي جلب رضايت خدا و بندگان خدا و تحقق اهداف حكومت كه همان سعادت و كمال دنيا و آخرت مردم است، دارد(عميد زنجاني،1374: 280) و اين چيزي نيست مگر همان كارآمدي حكومت اسلامي( جهت آگاهي بيشتر پيرامون رابطه كارآمدي و مشروعيت ر.ك: محمد جواد لاريجاني، تدين، حكومت و توسعه، 1377: 227-226). كه در آموزه هاي اسلامي تأكيد بسيار زيادي بر اهتمام حكومت اسلامي به آن شده است. چنان كه پيامبرگرامي اسلام(ص) در حديثي مي فرمايد: “الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم”( شيخ مفيد، 1364: 310). چه بسا حكومتي كافر باشد، يعني مشروعيت نداشته باشد اما پايدار بماند، در مقابل اگر حكومت بر ظلم – كه خود نشانه ناكارآمدي است- بنا شده باشد، قطعا ساقط خواهد شد( اخوان كاظمي، 1383: 66).
نتيجه؛ همان گونه كه از مطالب فوق مشخص شد، يكي از دلايل اهميت كارآمدي، رابطه آن با مشروعيت است