منبع پایان نامه درباره پردازش اطلاعات، علائم اضطراب، رفتار پرخاشگرانه، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه
سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : کي فرد براي کار کردن مستقل يا عمل کردن با موفقيت، دخالت ميکند. اين حوزه شامل طرحوارهي شکست است که اين باور را تشريح ميکند که شخصي که شکست خورده به طور اجتناب ناپذير باز هم با شکست مواجه خواهد شد يا اينکه از پايه و اساس در زمينهي موفقيت به نسبت همتايان خود ناکارآمد و بي کفايت است. اين مضمون با باورهاي شخص مبتلا به اضطراب اجتماعي مبني بر اينکه ديگران از نظر اجتماعي کارآمدتر و توانمندترند و خودش در موقعيت هاي اجتماعي خيلي دست و پا چلفتي عمل خواهد کرد سازگاري دارد.
در خاتمه طرح واره هاي حوزه ي هدايت توسط ديگران شامل توجه افراطي به اميال و خواسته هاي ديگران، به بهاء فدا کردن نيازهاي خود است. اين حوزه شامل طرح واره ي فرمانبرداري و تأييد جويي است. فرمانبرداري متضمن واگذاري افراطي کنترل به ديگران است چون فرد حس انقياد يا اجتناب از طرد شدن را دارد. تأييدجويي نشانگر دغدغه ي افراطي در مورد تأييد ديگران و راضي نمودن آنهاست. پس اين طرح واره ها هم با انگيزه ي شديد افراد مبتلا به اضطراب اجتماعي براي گذاشتن تأثير خوب در ذهن ديگران و اجتناب از طرد شدن توسط آنها و با ميل به خودنمايي کمال گرا سازگاري دارد (نپون، فلت، هويت و مولنار245، 2011). بنابراين طرح وارههاي غيرانطباقي اوليه به هنگام مواجههي فرد با موقعيت هاي اجتماعي پردازش اطلاعات را هدايت ميکنند که به تفکرات خودبخود اضطرابي بارز منتهي مي شود (مثلاً اينکه شکست خواهند خورد و از نظر ديگران به طور منفي ارزيابي خواهند شد)، که آن هم به نوبت خود واکنش هاي اضطرابي را تحريک ميکند. اين فرضيه قبلاً بررسي نشده است. لذا نپون و همکاران (2011) به عنوان تأييديهاي غيرمستقيم براي اين فرضيه دريافتند که نشخوار ذهني ميان فردي واسطهي رابطه ي بين خودنمايي کمال گرا و علائم اضطراب اجتماعي در نمونه اي از دانشجويان بوده است. اين مطالعه نيز مقطعي بود پس بررسي رابطهي پيش بين در بين متغيرها امکان پذير نبود. با اين وجود بررسي طولي متمرکز بر ساير مشکلات روان شناختي نشان داد که طرح وارهها پردازش اطلاعات موقعيتي را هدايت مي کنند. مثلاً طرح وارههاي مرتبط با خشونت پردازش اطلاعات اجتماعي را هدايت ميکنند که آن هم به نوبت، رفتار پرخاشگرانه در آينده را پيشبيني ميکنند (کالوت و اوروئه، 2012). در زمينهي افسردگي نيز شماري از مطالعات تجربي نشان داده اند که طرح وارههاي شناختي که به طور آزمايشي فعال شده اند پردازش بعدي اطلاعات را هدايت ميکنند و تفکرات نشخواري واسطهي بين طرح واره شناختي و افسردگي هستند (اسپاسوجويک و آلوي246، 2001).
از طرف ديگر تفکرات خودآيند هم به نوبت در تقويت طرح واره ها سهم داشته اند. يانگ و همکاران (2003) چند ساز و کار را تشريح کرده اند که طرحواره ها به کمک آنها پايدار ميشوند مثلاً کل تفکرات به صورت پيشگويي خودکامبخش هستند که به تقويت طرح واره منتهي ميشوند. فرد به واسطهي تفکرات خودبخود منفي چنان برداشت غلطي از موقعيت ها دارد که طرح واره تقويت مي شود، اطلاعات مؤيد طرحواره ها را مورد تأکيد قرار مي دهد و اطلاعات متناقض با طرح واره را به حداقل رسانده يا انکار ميکند. اين ساز و کار به توجيه پايداري طرح وارهها با مرور زمان کمک ميکند (ريجکبوئر، ون دن برق و ون دن بات247، 2005 ؛ رايزو و همکاران، 2006).

2-1-10-5-2- معرفي درمان طرح واره محور توسط يانگ
جفري يانگ (1990) در کتاب “شناخت درماني اختلال شخصيت: يک رويکرد طرح واره محور” مفهوم ” طرحوارهي غيرانطباقي اوليه248″ (EMS) را به عنوان ضميمهاي از کار بک (1967) و بک و همکاران (1979) معرفي نمود اما از طرفي نيز نظريه ي خود را با يافته هاي ميلون (1981) و گوييدانو و ليوتي249 (1983) مستند ساخت. يانگ نظر سگال (1988) را بدين مضمون نقل قول کرد: طرحوارهها عنصر سازمان يافتهي واکنشهاي قبلي و تجارب گذشته هستند که يک بخش نسبتاً منسجم و پايدار از دانش را ميسازند که قادر به هدايت ادراک و ارزيابيهاي بعدي ميباشد. EMS به موضوعات بينهايت با ثبات و پايدار اشاره دارد که در دوران کودکي شکل ميگيرند و در طول عمر فرد کامل و پيچيده ميشوند. EMS مانند الگويي براي پردازش تجارب بعدي عمل ميکند.
از نظر يانگ (1990) EMS (طرح واره ي غيرانطباقي اوليه) عبارتست از باورهاي غير مشروط درباره ي خود در ارتباط با محيط. EMS ها خود ابدي ساز هم هستند و لذا در برابر تغيير نسبتاً مقاوم مي باشند. يانگ (1990) ادعا کرده که EMS ها در اوايل زندگي شکل مي گيرند و اغلب کانون اصلي خود انگاره ي يک فرد را مي سازند. از اين رو تهديد تغيير طرح واره بيش از حد براي سازمان شناختي هسته اي (کانوني) مخرب است. EMS ها به طرزي معني دار عودکننده و بدکار هستند و مي توانند باعث درماندگي روان شناختي، روابط مخرب، عملکرد ناکافي يا افراطي در کار، اعتياد يا اختلالات روان- تني بشوند. EMS ها به طور معمول با وقايع محيطي مرتبط با طرح واره هاي خاص فعال مي شوند و رابطه ي نزديکي با موازين بالاي عاطفه و احساس دارند و احتمالاً دستاورد تجارت بدکار با والدين، خواهران و برادران (همشيرها)، همسالان و غيره در طول سال هاي اول زندگي هستند. بيشتر طرح واره ها به جاي اين که در اثر وقايع ترومايي مجزا پديد آيند از طريق الگوهاي جاري تجربيات مرتبط روزمره که به طور فزاينده طرح واره ها را تقويت مي کنند ظاهر مي شوند. ميلون (1981) بيان داشت که تجارب معني دار اوايل زندگي هرگز دوباره پديدار نمي شوند بلکه آثار آنها باقي مي ماند و نشانه هايي را به جا مي گذارند.

2-1-10-6- درمان فراشناختي250

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *