منبع پایان نامه درباره آموزش توجه، علائم اضطراب، گروه کنترل، کاهش اضطراب

دانلود پایان نامه
سایت ما حاوی حجم عظیمی از پایان نامه های کارشناسی ارشد است. می توانید در سایت جستجو کنید : رهاي دموگرافيک، سلامت جسمي و اختلالات تشخيصي همراه باشد. در اضطراب اجتماعي افراد بيشتر در حوزههاي فعاليت اجتماعي، تحصيلي، فعاليتهاي اوقات فراغت، روابط و فعاليتهايي بيرون از کار و شغل آسيب ميبينند.
باررا و نورتن (2009)، ويتچن، فوئش، سونتاگ، مولر و ليبوويتز (2000)،کيلتي، امرينگن، مانسيني، اکمن و فارولدن333 (2003) نيز به طور جداگانه در پژوهش هاي خود اظهار داشته اند که اختلال اضطراب اجتماعي اغلبِ جنبه هاي زندگي را تحت تأثير قرار مي دهد و بنابراين بر کيفيت زندگي بيماران تأثير مخربي دارد.
واتاناب، فوروکاوا، چن، کينوشيتا، ناکانو، اگاوا334 و همکاران (2010) در بررسي خود بر روي 57 فرد داراي اختلال اضطراب اجتماعي مشاهده کردند که پس از درمان شناختي رفتاري گروهي و يک دوره ي پيگيري 12 ماهه علائم اضطراب اجتماعي و کيفيت زندگي پس از درمان و در دوره پيگيري به ميزان قابل ملاحظه اي بهبود يافت.
يک مطالعهي ديگر دريافت که گروه درماني رفتاري شناختي بر باورهاي فراشناختي تأثير دارد و اين تأثير با کاهش اضطراب اجتماعي و افسردگي در ارتباط بود (مک اووي، ماهوني، پريني و کينگسپ،335 2009). اين نتايج حاکي از آنند که فنون درمان فراشناختي مي توانند براي درمان اختلال اضطراب اجتماعي مفيد باشند.
ولز و پاپاجورجيو (a2001) درمان فراشناختي که بيشتر بر S-REF متمرکز بود را در 6 فرد داراي اختلال اضطراب اجتماعي با نتايج اميدبخش آزمايش کردند. درمان بر اساس مدل فراشناختي که قبلاً تشريح شده کوتاه شد (ولز و متيوس، 1994). اين درمان شامل ضبط افکار نبود و چالش با رفتارهاي ايمني کمتر بود و بر توجه متمرکز بر خويش بيشتر تأکيد مي شد. اين درمان بر طبق پروتکل اصلي بازخورد ويدئويي داشت. به علاوه به مقابله با نگراني و نشخوار فکري پرداخت و آزمايش هاي رفتاري را که باورها و پيش بيني هاي منفي را به چالش مي کشيدند در بر داشت. درمان زماني خاتمه يافت که تغيير خاصي در توجه متمرکز بر خويش شرکت کنندگان حاصل مي شد. شرکت کنندگان به مدت 6 ماه جلسات فردي 60 دقيقه اي هفتگي داشتند. نتايج حاکي از آن بود که اين نوع درمان در کاهش معيارهاي خود گزارش شده اضطراب اجتماعي، سطح باورها، خودآگاهي و افسردگي مؤثر بود.
به علاوه مک اووي و همکاران (2009) دريافتند که پس از گروه درماني شناختي – رفتاري تعداد زيادي از باورهاي فراشناختي (زير مقياس MCQ-30 ؛ ولز و کارترايت- هاتون، 2004) به طرز معني داري کاهش پيدا کردند. کاهش باورهاي کنترل ناپذيري در مورد نگراني با کاهش در اضطراب تعامل اجتماعي توأم بود. همچنين يافته ها نشان دادند که کاهش اين باورها و باورهاي مربوط به نياز به کنترل افکار با کاهش در پردازش پس مرگي همراه بود. در خاتمه، ايشان دريافتند که کاهش در تعداد زيادي از باورهاي فراشناختي با بهبود در افسردگي مرتبط بود (مک اووي و همکاران، 2009).
با وجود اين يک مطالعه از فرضيه ي فراشناختي حمايت نکرد. مک اووي و پريني (2008) شناخت درماني گروهي با آرامش آموزي و شناخت درماني گروهي با آموزش توجه را مقايسه کردند. نتايج نشان دادند که در بر گرفتن آموزش توجه با بهبود بيشتر از در برگيري آرامش ارتباطي ندارد. لذا اين مطالعه يک پروتکل CBT (رفتار درماني شناختي) را به کار گرفت که از آزمايش هاي مواجه سازي و رفتاري براي به چالش کشيدن توجه متمرکز بر خود استفاده کرده بود. پس شايد افزودن آموزش توجه بهبود تکميلي کافي براي رسيدن به نتايج معني دار آماري را پديد نياورده است.
داناهي و استوپا (2007) به بررسي تفاوت در باورهاي فراشناختي در بين افراد پر اضطراب و کم اضطراب اجتماعي بعد از القاي تهديد336 (گفتگو با يک همدست) پرداختند. شرکت کنندگان از يک هفته قبل در يک گفتگوي اوليه شرکت کردند و انتظار داشتند در زماني که معيار باورهاي فراشناختي را تکميل کردند يک گفتگوي ديگر داشته باشند. نتايج نشان دادند نمره ي افراد پر اضطراب اجتماعي در خودآگاهي شناختي و در باورهاي کنترل ناپذيري درباره ي نشخوار فکري پس از واقعه337 بيشتر از افراد کم اضطراب اجتماعي بود. اين نتايج مقدماتي مؤيد اين ايده هستند که باورهاي فراشناختي با اضطراب اجتماعي رابطه دارند.
کوکرتز و همکاران (2014) نقش واسطه اي سوگيري توجه را در اثربخشي آموزش توجه در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مورد مطالعه قرار دادند. يافته ها نشان دادند که سوگيري توجه زياد، بيشترين کاهش علائم را در شرکت کنندگاني که برنامه آموزشي اصلاح و تغيير توجه را تکميل کرده بودند پيش بيني مي کرد، اما در گروه کنترل اين نتايج مشاهده نشد. به علاوه تغيير سوگيري توجه نقش واسطه اي در ارتباط بين برنامه اصلاح توجه و تغيير در علائم اضطراب اجتماعي را داشت.
هاپيت، ايلينگ ورث، مکلئود، هامپشاير، دون و مکينتاش338 (2014) پژوهشي را با هدف ارزيابي اين موضوع که آيا يک دورهي دو هفته اي اصلاح سوگيري شناختي تفسيرها339 (CBM-I) ميتواند ترس از ارزيابي منفي را در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي، زماني که دانشگاه را شروع ميکنند، کاهش دهد. 69 دانشجو که در مورد شروع دانشگاه مضطرب و نگران بودند، يا مداخله با دارونما يا 5 جلسه CBM-I را در طول دو هفته دريافت نمودند. نتايج نشان دادند که CBM-I در مقايسه با گروه کنترل دارونما به ميزان خيلي بيشتري ترس از ارزيابي منفي را از خط پايه تا روز شروع دانشگاه کاهش داد. همچنين پس از 4 هفته پيگيري نيز کاهش چشمگيري در اضطراب حالت و ترس از ارزيابي منفي در گروه CBM-I مشاهده شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *