۳- آزمون اطلاعات مشاهدهای (تاریخی)
روش آزمون اطلاعات مشاهدهای که در متون تخصصی روش تحقیق با عنوان روش پیش رویدادی از آن نام برده شده است. با استفاده از مدلهای مختلفی در تحقیقات و مطالعات مربوط به مدیریت سود به کارگرفته شده است. (ایراندوست، ۱۳۷۹)
۱- رویکرد سنتی : بسیاری از محققین از چارچوب نظری یکسانی در تحقیقات مدیریت سوداستفاده کردهاند. در این چارچوب که در واقع میتواند توصیف تمامی مدلهای سنتی باشد یک محور اصلی وجود دارد که فرض میکند هر گاه نوسان پذیری سود (از طریق یک متغیر هموار کننده) بر اساس یک مدل مورد انتظار کاهش داده شود میتوان نتیجه گیری کرد که مدیریت سود رخ داده است.
اولین مشکل مدل این است که آزمون‌ها نیازمند طراحی یک مدل مورد انتظار برای سودهای مدیریت شده است که در واقع کاری پیچیده و تا حدی ذهنی است، زیرا ممکن است مدل مورد انتظار نتواند فرآیند ایجاد سری زمانی سود را به نحو مطلوب و قابل قبولی توصیف نماید.
دومین مشکل مدلهای سنتی مربوط میشود به آزمون فقط یک متغیر مدیریت سود برای جریان سودهای مدیریت شده در یک زمان معین که ممکن است به نتایج متعصبانهای منجر شود. و نهایتاً این که در برخی مطالعات اثر یک متغیر بالقوه مدیریت فقط در یک دوره مورد آزمون قرار گرفته است. (معتصمی، ۱۳۷۶)
۲- رویکرد تغییر پذیری سود: الف – مدل ایمهاف[۱۸۱]: ایمهاف با استفاده از روشهای سنتی مطالعه مدیریت سود چارچوب کاملاً متفاوتی را برای شناسایی رفتار مدیریت سود ارائه نمود. در این مدل برای تشخیص رفتار مدیریت سود برای یک شرکت معین دو معیار تعریف میشود:
۱- مدیریت سود زمانی واقع میشود که یک جریان هموارسود وجود دارد و در همان زمان رابطهای ضعیف بین فروش و سود برقرار است.
۲- یک جریان هموار سود وجود دارد در حالیکه (و در همان زمان) جریان فروش ناهمواری مشاهده می‌شود.
مشکل این مدل آن است که تعیین نمیکند جریان هموار سود کدام است (یعنی چقدر باید هموار باشد تا آن را هموار بنامیم) و یا ارتباط ضعیف بین فروش و سود کدام است یا جریان فروش ناهموار کدام است. (بررسی، ۱۳۷۸)
ب- مدل ایکل: درچارچوب نظری مدل ایکل موسسه ای که مدیریت سود می کند را بعنوان واحدی تعریف میکند که چنین متغیر حسابداری را به گونهای بکار میگیرد که فرآیند تأثیرات آنها نوسان پذیری سود را به حداقل ممکن برساند. مدیریت سود مورد نظر در این مدل بطور مشخص مدیریت مصنوعی سود است، چون مدیریت طبیعی سود اصولاً به هیچ اقدام و یا تصمیم مدیریتی ارتباط ندارد.
مدل ایکل تغییر پذیری سود را با تغییرپذیری فروش مقایسه می کند. منطق اصلی بکار رفته در این مدل به رفتار هزیههای ثابت برمیگردد. و به عبارت دیگر وجود هزینه‌های ثابت باعث میشود تا در حالت عادی (حالتی که هیچ نوع دستکاری در سود صورت نگرفته باشد) تغییر پذیری سود بیشتر از تغییر پذیری فروش باشد. یعنی با افزایش هزینه‌های ثابت درجه اهرام عملیاتی نیز افزایش یافته و فاصله بیشتری از ۱ میگیرد. با شاخص ایکل برای تشخیص شرکت‌های که مدیریت سود می کنند در یک نمونه آماری شرکت هایی مورد شناسایی واقع میشوند که به طور کامل در این اقدام موفق بوده اند. (آشاری، ۱۹۹۴)
رویکرد اقتصاد دوگانهیکی از راههای مطالعه شرکت‌ها به شیوهای سازمان یافته از طریق دیدگاه اقتصاد دوگانه امکان پذیر میباشد. آوریت[۱۸۲]، بلوستون و مورخی و استیونسن[۱۸۳] توضیح میدهند که سرمایه داری آمریکا (یا به عبارتی سرمایه داری هر کشور) دارای یک اقتصاد دو بخشی است که به بخشهای محوری و جانبی صنعت تقسیم میشود. بخشهای محوری به صنایعی گفته میشود که بافت سیاسی و اقتصادی آمریکا (یا هر کشوری) را در برگرفته و بیشترین منابع مالی را به خود اختصاص داده است. ازخصوصیات بخشهای محوری صنعت میتوان به فعالیت‌های تولیدی کالاهای با ارزش، تولید کالاهای انحصاری، صنایع مادر، تجارت کالا به صورت عمده و سود دهی بالا اشاره کرد.
بخشهای جانبی به صنایعی اطلاق میشود که تقریباً خصوصیات بیان شده قبلی را ندارند. این نوع صنایع، بخش‌های کشاورزی کم بازده، صنایع تولیدی کم ارزش، خدمات غیر تخصصی یا نیمه تخصصی را دربرمیگیرند، در ضمن این شرکت‌ها فاقد دارایی و قدرت سیاسی لازم برای سوددهی هستند. (معتصمی، ۱۳۷۶)
۴- شاخص نسبت RSI، طبق این شاخص میانگین تفاوت بین نسبت‌های مالی شرکت با نرخ‌های صنعت مربوط میباشد که روش‌های آماری مورد استفاده شامل آمار توصیفی، آزمون آنالیز واریانس میباشد. بدین ترتیب اگر شاخص مدیریت سود نسبت مثبت باشد آن شرکت به عنوان مدیریت سود و در غیره این صورت (منفی یا صفر) در طبقه غیر مدیریت سود طبقه بندی میگردد. (شباهنگ و همت فر، ۱۳۸۴)
بخش سوم: پیشینه پژوهش
در این بخش با توجه به موضوع بحث به برخی از پژوهشهای انجام شده در داخل و خارج از کشور اشاره خواهد شد:
۲-۴-۱) تحقیقات خارجی
دارابی و همکاران،(۲۰۱۲) [۱۸۴]۱به بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و مدیریت سود در ۱۵۸ شرکت فعال در بورس پرداختند. تعداد مشاهدات محقق ۹۴۸ مشاهده و سرمایه فکری دارای سه مولفه و مدیریت سود هم بواسطه قدر مطلق اقلام نعهدی اختیاری بوده است. آزمون های آماری نشان می دهد که سرمایه های فکری و مؤلفه سرمایه انسانی تاثیر مثبت قابل توجهی بر کیفیت سود داشته که نتیجه آن است که سرمایه های فکری نقش مثبت در فعالیت های مالی و گزارش دهی دارد
شنتای و تونگ چن،(۲۰۰۸)[۱۸۵] در تحقیق خود تحت عنوان” یک مدل ارزیابی جدید برای سرمایه فکری بر اساس محاسبات متغیر زبانی ” یک مدل جدید را برای ارزیابی سرمایه فکری بوسیله ترکیب رویکرد فازی ۲-tuple با روش تکنیک تصمیمگیری چند متغیره (MCDM) ارائه کرده و برای شرکتهای پیشرفته تخصصی در تایوان آزمون کردهاند. در این تحقیق با استفاده پرسشنامه چند متغیره و با دو طیف مجزا، دادهها را جمعآوری و با استفاده از مدلهای برنامهریزی فازی، اجزای سرمایه فکری را در شرکتها اندازهگیری نمودند.
بوزبورا و بسکث،(۲۰۰۷)[۱۸۶] در مقالهای تحت عنوان “اولویتبندی شاخصهای اندازهگیری سرمایه فکری و انسانی شرکت با استفاده از AHP فازی” شاخصهای اندازهگیری سرمایه فکری را با استفاده از AHP فازی اولویت بندی کردند و نتایج تحقیق نشان داد که خلق و انتشار ارزشهای استراتژیک در سازمان مهمترین شاخص سرمایه فکری میباشد.
گارسیا و مارتینز،(۲۰۰۷)[۱۸۷] در تحقیقی تحت عنوان “استفاده از اطلاعات سرمایه فکری در تصمیمگیری سرمایهگذاری؛ یک مطالعه تجربی با استفاده از تحلیل گزارشات” در یک مطالعه تجربی به بررسی ارتباط بین اطلاعات سرمایه فکری استفاده شده در تصمیمات سرمایهگذاری در شرکتهای اسپانیایی پرداختند. در این تحقیق، آنها گزارشات تحلیلی مورد استفاده تحلیلگران را بصورت درونزا مطالعه کرده و دریافتهاند که تحلیلگران در تصمیمات سرمایهگذاری خود از گزارشات و اطلاعات سرمایه فکری شرکتها استفاده میکنند، همچنین آنها دریافتند که تحلیلگران از این اطلاعات در تجزیه و تحلیل شرکتهایی که دارای سودآوری بالایی میباشند، استفاده میکنند.
برامهندکار و دیگران،(۲۰۰۷)[۱۸۸] در تحقیق خود با عنوان”سرمایه فکری و عملکرد شرکتها: یک مطالعه تجربی در صنایع داروسازی” به بررسی تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد ۱۳۹ شرکت داروسازی پرداختند که عملکرد شرکتها را بازده دارایی(ROA)، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)، بازده سرمایهگذاری (ROI) و ریسک β (beta) نامیدند. که نتایج حاکی بود از اینکه رابطه معناداری بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد شرکتها وجود دارد.
تان، پلومن و هانکوک،(۲۰۰۷)[۱۸۹] در تحقیق خود تحت عنوان”سرمایه فکری و بازده مالی شرکتها”ابتدا با استفاده از مدل پولیک (۱۹۹۸) با تمرکز بر آسیا و کسب اطلاعات ۱۵۰ شرکت عمومی در بورس سنگاپور بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ و با استفاده از آزمون آماری PLS (برای آنالیز دادهها)، ارتباط سه بخش (سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی) با بازده مالی (عملکرد) شرکتها، بر اساس بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)، سود هر سهم (EPS) و بازده کل سهام عادی (ASR) سنجش شدهاند. نتایج حاکی از آن است که اولاً بین سرمایه فکری شرکت و بازده مالی فعلی و آتی شرکتها رابطه مثبت معناداری وجود دارد ثانیاً تأثیر سرمایه فکری در بازده مالی شرکتها در صنایع مختلف متفاوت میباشد.
رودز و میهالیک، (۲۰۰۷)[۱۹۰] در تحقیق خود تحت عنوان”سرمایه فکری در صنعت هتلداری؛ یک مطالعه موردی از اسلوونی”به بررسی تأثیر اجزای سرمایه فکری بر عملکرد مالی در صنعت هتلداری در اسلووانی پرداختند. نتایج این تحقیق نشان داد که اولاً یک رابطه مثبت معناداری بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد مالی در این صنعت وجود دارد و این امر نشاندهنده تأثیر سرمایه فکری بر عملکرد شرکتها میباشد. ثانیاً ضریب تأثیر بالای سرمایه ارتباطی در مقایسه با سایر اجزای سرمایه فکری بر عملکرد مالی شرکتها میباشد.
سالبرانت و دیگران،(۲۰۰۷)[۱۹۱] در تحقیق خود تحت عنوان “مدیریت ریسک بوسیله صورتهای سرمایه فکری” به بررسی رابطه بین شفافیت صورتهای سرمایه فکری و مدیریت ریسک در شرکتهای تکنولوژی اطلاعات سوئدی پرداختهاند که نتایج حاکی از این بود که بین شفافیت صورتهای سرمایه فکری و ریسک غیرسیستماتیک رابطه منفی و بین شفافیت صورتهای سرمایه فکری و ریسک بازار (سیستماتیک) رابطه مثبت وجود دارد.
یانگچو و دیگران،(۲۰۰۶) در تحقیقی تحت عنوان “سرمایه فکری؛ یک مطالعه تجربی از ITRI” به بررسی ارتباط بین اجزای سرمایه فکری (سرمایه انسانی، سرمایه ارتباطی و سرمایه ساختاری) با عملکرد، صنایع پیشرفته تخصصی[۱۹۲] انستیتو تحقیقات تکنولوژی صنعتی (ITRI) پرداختند و نتیجه گرفتند که اولاً یک رابطه مثبت معناداری بین اجزای سرمایه فکری و عملکرد شرکتها وجود دارد و ثانیاً افزایش سرمایه فکری منوط به فرآیند خلق ارزش و ذخیره استراتژیک آنها در سازمان میباشد .
یوهانسن و دیگران، (۲۰۰۵) یک مدل تجزیه و تحلیل سرمایه فکری را که مبتنی بر فرآیند خلق ارزش میباشد را ارائه داده و به بررسی نقش سرمایه فکری در فرآیند خلق ارزش در سازمانها میپردازند.
چن، ژو و یوان،(۲۰۰۴) [۱۹۳]۱در مقالهای تحت عنوان ” اندازهگیری سرمایه فکری؛ یک مدل جدید و مطالعه تجربی ” یک مدل سنجش سرمایه فکری را که مبتنی بر شاخصهای کیفی است بیان میکنند. در این تحقیق، سرمایه فکری به ۴ بخش تقسیم شده و شاخصهای کیفی مربوط به هر کدام از آنها معرفی و اعتبار روائی آنها تأیید شدند. سپس یک آزمون معناداری بین نتایج حاصل از ۴ بخش سرمایه فکری شرکت و عملکرد کسب و کار شرکتها، انجام شد که نتایج حاکی از یک رابطه معنادار قابل توجیه بین آنها میباشد.
کینتیا و دیگران،(۲۰۰۴) [۱۹۴]۲ در تحقیقی تحت عنوان”نقش سرمایه فکری در رسیدن به مزیت رقابتی، در سیستم ERP ” نشان میدهند که ERP در مقایسه با IT ، تکنولوژی توانمندتری برای ساخت و تقویت سرمایه فکری در سازمانها میباشد. ثانیاً آنها عنوان میکنند که هدف اصلی از استفاده ERP، بستری برای رشد و شکلدهی سرمایه فکری در سازمانها میباشد.
دونگووک و اینگوهان، (۲۰۰۴)[۱۹۵]۳در تحقیقی تحت عنوان ” اولویتبندی و انتخاب شاخصهای سنجش سرمایه فکری با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی برای صنعت ارتباطی موبایل” ابتدا یک چارچوب مفهومی از اطلاعات کیفی اعم از اطلاعات مالی و سیستم اطلاعاتی ایجاد کردند، سپس با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، به هر یک از این اطلاعات وزن داده و در صنعت ارتباطی موبایل بررسی کردهاند. یافتهها حاکی از آنست که این صنعت دارای رشد چشمگیر در ارزش شرکتهای حاضر در صنعت موبایل میباشد و همچنین شاخصهای ویژهای برای بکارگیری در این صنعت خاص انتخاب شدهاند.
برنارد مار،(۲۰۰۴)[۱۹۶] در تحقیقی تحت عنوان” اندازهگیری و الگوبرداری[۱۹۷] سرمایه فکری” پس از طرح مباحث، تئوریها و اصول مربوط به اندازهگیری سرمایه فکری و الگوبرداری، نتیجه گرفت که قبل از هرگونه الگوبرداری از IC، شناخت سازمانی، قابلیت سازمان و خط سیر خلق ارزش سازمان بسیار مهم میباشد.
رین و مارتی،(۲۰۰۴)[۱۹۸] در تحقیقی تحت عنوان “اندازهگیری سرمایه فکری و ارتباط آن با مالکیت ساختاری؛ یک مطالعه تجربی در صنعت بیوتکنولوژی فنلاند” با استفاده از روشی جدید برای اندازهگیری سرمایه فکری مبتنی بر الگوی پلت فرم ارزش[۱۹۹] به اندازه گیری ۸۴ شرکت فعال در صنعت بیوتکنولوژی در فنلاند پرداخته شده است. این شرکتها در سه گروه زمانی ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱، ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ و قبل از ۱۹۹۱، طبقهبندی و آزمون شدهاند. نتایج نشان داد که اولاً بین اجزای سرمایه فکری و تامین سرمایه درونی، یک رابطه معنادار مثبت وجود دارد. ثانیاً این ارتباط بین شرکتهای بیوتکنولوژیی که در محصولات دارویی فعال بودهاند، معنادارتر و موثرتر بوده است.
بوم و سیلورمن، (۲۰۰۴)[۲۰۰] در تحقیق خود تحت عنوان “سرمایه فکری و سرمایه انسانی، عوامل موثر بر ریسک و عملکرد مالی در صنعت بیوتکنولوژی” به بررسی و آزمون ارتباطی بین اجزای سرمایه فکری و تصمیمات ریسک مالی و عملکرد شرکتها و تأثیر این اجزاء بر عملکرد آتی شرکتها پرداختهاند. نتایج حاکی از یک تأثیر معنادار اجزای سرمایه فکری بر عملکرد و ریسک مالی شرکتهای حاضر در صنعت بیوتکنولوژی میباشد.
آنههو و ویلیامز، (۲۰۰۳)[۲۰۱] در تحقیق خود تحت عنوان”ارتباط بین ساختار هیات مدیره و کارایی ارزش افزوده سرمایه فکری و سرمایه فیزیکی در شرکتهای بین المللی” ابتدا با مطالعهای که از ۲۸۶ شرکت که ۸۴ شرکت از آفریقای جنوبی، ۹۴ شرکت سوئدی و ۱۰۸ شرکت انگلیسی بودهاند، صورت گرفت، ارزش افزوده سرمایه فکری شرکتها را با استفاده از مدل پولیک (۱۹۹۸) اندازهگیری و ارتباط آنها با ساختار هیات مدیره شرکتها نیز بررسی شد و نتیجه گرفته شد که یک ارتباط مثبت و معناداری بین این دو وجود دارد اما میزان این ارتباط در شرکتهای فعال در شرکتهای مختلف متفاوت بوده که ناشی از تفاوتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی عنوان شد.
هرمن و دیگران،(۲۰۰۳)[۲۰۲] در مقاله خود تحت عنوان ” مدلهای اندازهگیری سرمایه فکری؛ یک ارزیابی مقایسهای ” ضمن معرفی و تشریح روشهای متداول اندازهگیری سرمایه فکری، مدلها را براساس دادههای زمانی، پویایی سیستم و از جهت علّی طبقه بندی کرده و یک ارزیابی مقایسهای از آنها به عمل میآورند.
پوکو، (۲۰۰۲)[۲۰۳] در تحقیق خود نشان داد که در میان انواع مختلف دانش، شرکتها مناسبترین منبع مزیت رقابتی را دانش تیمی و دانش فنی کارکنان میدانند. برخی مطالعات دیگر سعی دارند انواع دانش را با توجه به درجه اهمیت شان برای رقابتی شدن عملکرد یک شرکت طبقه بندی کنند.
ردوف و للیارت،(۲۰۰۲)[۲۰۴] در مقاله خود تحت عنوان “FIMIAM؛ روشهای مالی برای اندازهگیری سرمایه فکری” ضمن تشریح روشهای متداول اندازهگیری سرمایه فکری و مقایسه مدلها بر اساس عملکرد تاریخی و آینده، قابلیت الگوبرداری و قابلیت کمی سازی، روشهای مالیای را برای اندازهگیری سرمایههای فکری و داراییهای ناملموس معرفی میکنند. در ضمن برای تکمیل ترازنامه شرکتها، ترازنامهای را معرفی میکنند که حاوی داراییهای مشهود و نامشهود شرکت میباشد
موریتسن و دیگران،(۲۰۰۱)[۲۰۵] در تحقیق خود تحت عنوان “سرمایه فکری و شرکتهای مستعد[۲۰۶]؛ توضیحی، بینشی[۲۰۷] و کمی” با استفاده از اطلاعات ۱۷ شرکت فعال در صنعت IT در کشور کانادا به بررسی و رتبهبندی توانایی شرکتها بر اساس شاخصها و معیارهای مختلف سرمایه فکری شرکتها پرداختهاند
مک پرسون و پایک،(۲۰۰۱)[۲۰۸] در تحقیق خود تحت عنوان “حسابداری، اندازهگیری تجربی و سرمایه فکری” با رویکرد حسابداری به بررسی اندازهگیری عملکرد شرکتها با استفاده از شاخص جریان نقدی و سرمایه فکری با استفاده از شاخص برند، شهرت و سرقفلی، پرداختهاند. در این تحقیق، اندازه شرکتها، سهم داراییهای نامشهود برای ایجاد جریان نقدی و ارزش کسب و کار خلق شده توسط سرمایه فکری نیز بررسی شده است. برای اثبات تجربی این مدل، میزان عملکرد و سرمایه فکری یک هتل محاسبه شده و حاکی از یک رابطه مثبت معنادار بین عملکرد و سرمایه فکری این هتل میباشد.
۲-۴-۲) تحقیقات داخلی
عباسی و صدقی(۱۳۸۹) به بررسی تأثیر کارایی عناصر سرمایه ی فکری بر عملکرد مالی در بورس تهران(۱۳۷۹-۱۳۸۲) پرداختند.سرمایه ی فکری با مدل پالیک محاسبه می شود نتایج این پژوهش نشان داد که ضریب کارایی هر یک از عناصر سرمایه فکری بر نرخ بازده حقوق صاحبان سهام تأثیر مثبت و معناداری دارد.تآثیر ضریب کارایی سرمایه فیزیکی و انسانی بر سود هر سهم مثبت اما تأثیر ضریب کارایی سرمایه ساختاری منفی و معنادار است . ضریب کارایی سرمایه انسانی بر نرخ بازده سالانه تآثیر منفی و معناداری می گذارد اما ضریب کارایی سرمایه فیزیکی و ساختاری برآن تآثیر مثبت و معنادار می گذارد. هم چنین شرکتهایی که سرمایه فکری بالاتری دارند،عملکرد مالی بهتری دارند و میانگین ضریب سرمایه فکری بین هفت صنعت تفاوت معناداری دارد.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.