الف) رهبری تعامل گرا
برنز، رهبری تعامل گرا را به عنوان یک فرایند مبادله اجتماعی در نظر گرفت، در جایی که رهبران برای افزایش عملکرد کارکنان خود به پاداش و تنبیه سازمان متکی هستند. رهبران تعامل گرا پیروان خود را در جهت اهداف و نقش های تثبیت شده مورد نیاز هدایت کرده و برای انگیزش دادن به آن ها به پاداش و تنبیه سازمانی متکی هستند. علاوه بر این، آن ها بر تکالیف، استانداردهای کاری و اهداف وظیفه محور تأکید دارند. رهبری تعامل گرا شامل مبادله منابع سازمانی و پاداش اقدام و عملکرد می باشد . رهبران تعامل گرا یک مبادله اقتصادی و هزینه – منفعت را با پیروان دنبال می کنند. در این رابطه، نیازهای مادی و روانی در عوض عملکرد کاری مورد انتظار، برآورده می شود . برنز( ۱۹۷۸ ) بیان می کند که رهبری تعامل گرا محدود به دامنه است چون منابع کمیاب هستند و قدرت، پراکنده است. بنابراین اختیار عمل رهبر محدود است ( ۲۰۰۳، Duckett& Macfarlane.).
ب) رهبری تحول گرا:
برنز، رهبری تحول گرا را به عنوان انگیزش دادن به پیروان با جذاب کردن آرمان های بالاتر و ارزش های اخلاقی تعریف کرد. از آن جایی که رهبران تحول گرا دید روشنی نسبت به آینده دارند، آن ها به دنبال ایجاد تغییرات و پیشبرد سازمان در جهتی هستند که تصورات خود را تحقق بخشند.
( باس و آوولیو، ۱۹۹۳ )رهبری تحول گرا را به عنوان رهبری تعریف کرده اند که هنگامی اتفاق می افتد که رهبر علاقه ای را میان همکاران و پیروان خود بر می انگیزد که کار خود را از یک دیدگاه جدید نگاه کنند. رهبر تحول گرا یک آگاهی از رسالت یا بینش سازمان ایجادمی کند و همکاران و پیروان را برای سطوح بالاتر توانایی و پتانسیل توسعه می دهد. علاوه بر این، رهبر تحول گرا همکاران و پیروان را تحریک می کند که فراسوی منافع خود، به منافعی, توجه کنند که به گروه نفع برساند ( ۲۰۰۳، Duckett& Macfarlane.).

      1. پذیرش تکنولوژی:

مدل پذیرش فناوری بر پایه نظریه عمدی مستدل توسط دیویس عرضه شد. در این مدل در ادارات که به ترتیب : درک سودمندی و درک سهولت استفاد هستند.(محقر، شیر محمدی، ۱۳۸۳)
درک سودمندی:درک سودمندی احتمال ذهنی شکل گرفته در شخص نسبت به مفید بودن انواع فناوری های اطلاعاتی قابل دسترس در محیط کا را برای انجام وظایف است بدین ترتیب هر چه این فناوری ها عملکرد کاری آنها را در محیط شغلی بهبود بخشید مفید تر بوده و در نتیجه بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.
درک سهولت: منظور از درک سهولت، احتمال ذهنی شکل گرفته در فرد نسبت به آسانی استفاده از انواع فناوری های قابل دسترس در محیط کار برای انجام وظایف است. بدین ترتیب که فناوری های فوق هر چقدر تلاش کمتری برای یادگیری و نحوه استفاده از آنها نیاز داشته باشد، بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.
(Davis, et, all, 1989; Amoako, Gyampah& Salam, 2003, Klopping&Mckinney, 2004)

    1. قلمرو تحقیق:

قلمرو مکانی :قلمرو مکانی تحقیق حاضر شرکتهای دولتی استان گیلان است.
قلمرو زمانی: تحقیق برای یک دوره ۹ماهه در فاصله زمانی آذر ۱۳۹۰تا شهریور ۱۳۹۱طراحی وانجام گرفت.
قلمرو موضوعی:قلمرو موضوعی در این پژوهش رابطه بین سبک های رهبری (تحول گرا و تعامل گرا)بر درک سودمندی و سهولت تکنولوژی و تاثیر درک سهولت و درک سودمندی بر استفاده از تکنولوژی های جدید درشرکتهای دولتی استان گیلان است.
۲-۱- فناوری اطلاعات[۲]
فصل دوم
ادبیات،مبانی نظری و پیشینه تحقیق
واژه فناوری اطلاعات از اواخر دهه ۱۹۷۰ برای اشاره به استفاده از کامپیوتر برای کار با اطلاعات ابداع شد می توان گفت که این فناوری تمامی گونه های کامپیوتر، سخت افزار؛ نرم افزار و همچنین شبکه های ارتباط بین دو کامپیوتر با یک ابر کامپیوتر و یک اداره تا شبکه های گسترده در جهان را شامل می شود. بررسی ها نشان می دهد در سال ۱۹۶۵ اطلاعات و ارتباطات حدود ۵ % هزینه سرمایه گذاری شرکت ها را به خود اختصاص داده این رقم در ۱۹۸۰ به ۱۵ % و در پایان سال ۱۹۹۰ به ۵۰ % کل سرمایه گذاری شرکت ها رسید که این روند حاکی از اهمیت فناوری اطلاعات در کسب و کار است که یک مزیت استراتژیک برای سازمان ها محسوب می شود (رشیدی،۲۰۰۶)
در عصر فناوری اطلاعات سازمان ها به سازمان ها الکترونیکی تبدیل شده اند و کارکنان خارج از فضای فیزیکی به فعالیت مشغول اند علاوه بر این تغییرات فناوری و نیروی بی حد و مرز اینترنت باعث شده است که مشتریان بیش از گذشته به سازمان نزدیک شوند (فیاضی، ۲۰۰۷).
در عصر اطلاعات بر عکس صنعت که کار ها تکراری بود و حضور فیزیکی کارکنان در محل کار ضروری می نمود کارمندان می توانند کار خود را در هر زمان و مکانی انجام دهند و بخش عمده کار بدون سرپرستی و به عنوان عضوی از یک تیم به انجام می رسد. عصر اطلاعات منجر به استقلال کار از فضا و زمان گردیده و در بعد ساختار اجتماعی نیز تحقیقات از گرایش ساختار اجتماعی به سوی ساختار ارگانیک حکایت دارد (وارث ،۱۳۸۰)
۲-۱-۱- تعاریف فناوری اطلاعات
واژه فناوری اطلاعات اولین بار توسط لویت و وایزلر (Leavitt & Whisstler) در سال (۱۹۸۵) به منظور بیان نقش رایانه در پشتیبانی از تصمیم گیری ها و پردازش اطلاعات در سازمان به کار گرفته شد. از فناوری اطلاعات برداشت های مختلفی وجود دارد و همین برداشت ها موجب گردیده تا تصاویر متفاوتی از آن در مجامع مخ

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تلف ارائه شود (صرافی زاده ۱۳۸۳ ، ۱۶).
*فناوری اطلاعات را مانند دیگر فناوری ها می توان به روابط میان سخت افزار، نرم افزار، شبکه و توانایی ها و اقداماتی که از این ابزارها ناشی می شود، تعریف کرد. فناوری اطلاعات نه تنها به انجام پردازه های دقیق و صحیح به رشد اتوماسیون[۳] کمک می کند بلکه از طریق ارائه اطلاعات در زمینه های مختلف فعالیت سازمان ثروت جدیدی را برای سازمان به همراه می آورد. این امر وجه تمایز فناوری اطلاعات با سایر فناوری های مورد بهره برداری در سازمان است. فناوری اطلاعات نه تنها به توانایی های پردازش داده ها توسط رایانه بلکه به مهارت های انسانی و مدیریتی در بهره برداری از آن ها دلالت دارد. بنابراین فناوری اطلاعات نه تنها شامل رایانه و دیگر تجهیزات بلکه توانایی ها و اقدامات در نحوه انجام کار می شود
(صرافی زاده ،۱۳۸۳ ، ۱۶ ).
* فناوری اطلاعات را می توان مجموعه فنون وابزارهایی دانست که در جهت بهینه ساری و پشتیبانی فعالیت های سازمان برمحور اطلاعات و دانش به کار گرفته می شوند .این امرشامل مطالعه ،زراحی ،توسعه،اجراو نگهداری و مدیریت نظام های اطلاعاتی رایانه ای است که سازمان در جمع آوری ،ثبت ، پردازش ،ذخیره ،بازاریابی ،انتقال وتوزیع اطلاعات یاری می کند .فناوری اطلاعات رشته ای است که از صنایع الکترونیکی برای دستیابی به اطلاعات استفاده می کند و اثر سیستم رایانه ای را بر افراد،سازمان ها و جامعه بررسی می کند .فناوری اطلاعات به ما می آموزد که چگونه به تغییر سازمان پرداخته ،کسب و کارجدبدب را آغاز کنیم و یا اصولا چگونه در ارتباط با محیط و سایر سازمان ها، کسب و کارموثر تری را برقرارکنیم (صرافی زاده،۱۸،۱۳۸۳).
*فناوری اطلاعات مفهومی بین رشته ای و فرا رشته ای است که از فناوری های مختلف سخت افزاری و نرم افزاری سود می جوید تا محصول یا خدمت جدید تولید کند. بنابراین تعاریف فناوری اطلاعات گوناگونی مشاهده می شود.