-پرداخت حقوق و مزایا متناسب با تخصص و فعالیت.
-انعطاف پذیری در نظام حقوق و دستمزد.
-اندیشه های گروهی کارمندان در دستگاه مالیاتی مدنظر قرار گیرد.
-داشتن امنیت شغلی از کارمندان رده پایین تا مدیران ارشد.
-با توجه به اینکه کارمندان سازمان نمایندگان دولت هستند که با قشر وسیعی از افراد جامعه در تماس هستند از افرادی به عنوان مامور اجراییات استفاده شود که قدرت جذب اندیشه های مفید جامعه را داشته باشند.
۴- مؤدیان مالیاتی
مؤدیان مالیاتی، عموماً به دو دسته تقسیم میشوند: مؤدیان قانونمدار و مؤدیان خلافکار. مؤدیان قانون مدار آنهایی هستند که مطابق قانون و به نسبت سهم خود، مالیات را پرداخت میکنند و عموماً مشکلی را برای سازمان امور مالیاتی ایجاد نمیکنند. این نوع مؤدیان غالباً تمکین میکنند و از ایجاد هزینه و مشکل برای سازمان پرهیز می‎کنند به همین علت سازمان مالیاتی نیز از این نوع مؤدیان اظهار رضایت کرده و غالباً سعی می‎شود این نوع مؤدیان باقی بمانند و یا بر تعداد آنها افزوده شود. اما در مورد دیگر مؤدیان خلافکار بحث و سخن بسیار است و سازمان امور مالیاتی سعی میکند با انواع سیاستها، آنها را وادار به پرداخت مالیات کند. مؤدیانی خلافکار محسوب می‎شوند که مالیاتهای معوق را به دستگاه مالیاتی تحمیل میکنند که همین موضوع یکی از گلوگاه های نظام مالیاتی ایران است. به نظر میرسد در اینگونه مواقع، سنجش میزان مالیاتهای معوق و برنامه ریزی در جهت وصول آنها، بهترین گزینه موجود باشد. مالیاتهای معوق به مالیات هایی اطلاق می‎شود که از حیث تشخیص مالیات، به مرحله ی فعالیت رسیده اند اما به هر دلیل به حیطه ی وصول در نیامده و امکان وصول آنها وجود دارد. بدیهی است اگر ثابت شود که حجم ذخایر مالیاتی معوق قابل وصول به حدی معنادار است که قادر به تامین اهداف درآمد مورد نظر خواهد بود، در آن صورت برنامه ریزی عملیاتی جهت وصول این مالیاتها منطقی و موجه است. اگر دستگاه مالیاتی ناگزیر از اعمال فشار مالیاتی بیشتری باشد چه بهتر که این فشار بر مؤدیان خلافکاری وارد شود که بعضاً سالها از زیر مسئولیت پرداخت دیون مالیاتی خود شانه خالی کرده اند و اعمال خلاف قانون آنها بعضاً مصداق تقلب مالیاتی بوده است. بدیهی است که مطالبه دیون معوقه ی دولت از مودی های متقلب، تنشهای احتمالی ناشی از فشار مالیاتی را نیز به حداقل خواهد رساند و این با اهداف مورد نظر در خروجی سازمان از جمله رضایتمندی مؤدیان خوش حساب و ارتقای سطح عدالت مالیاتی نیز سازگار خواهد بود. یکی از راه های کاهش خطای مؤدیان در اظهار و پرداخت مالیات به کارگیری مناسب نظام جریمه و پاداش است. نظام جریمه باید به نحوی اجرا شود که به طور متوسط رفتار مؤدی مالیاتی را عوض کند. با این حال با مؤدیانی که بی‎نظم هستند و قانون را رعایت نمی‎کنند، باید به شدت برخورد کرد.
همچنین باید توجه کرد که جرایم افراطی وضع نشود و مؤدیان ناامید نشوند. تجربه نشان داده است که تغییر ایجاد کردن در رفتار و نگرش مؤدیان مالیاتی یک هنر بزرگ است و عموماً اقدامات سریع و فشارهای سنگین، تنها مسکنی است که در کوتاه مدت موثر است و اثرات جاودان ندارد. (مجله حسابدار بهار ۱۳۸۷)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۶- رابطه مفاهیم مالیاتی با مفاهیم حسابداری و گزارشگری

حسابداری
 

 

۲-۶-۱- اختلاف بین سود حسابداری و سود مشمول مالیات از دیدگاه تئوری

 

گنتر و همکاران(۱۹۷۷) عنوان کردند که درآمد مشمول مالیات هنوز هم تحت تاثیر روش های حسابداری است. به سبب اختلاف بین قوانین و مقررات مالیاتی و اصول و موازین پذیرفته شده حسابداری ممکن است که آن چه برای مقاصد حسابداری درآمد و هزینه محسوب می شود، الزاماً از دیدگاه قوانین مالیاتی درآمد و هزینه محسوب نگردد. به عبارت دیگر باید اشاره نمود که هدف از تعیین سود در تهیه صورت های مالی از دیدگاه انجمن های حرفه ای حسابداری، با هدف تعیین درآمد مشمول مالیات در قوانین مالیاتی متفاوت است. همچنین برخی از اقلام درآمد و هزینه که از دیدگاه مقاصد حسابداری در یک دوره مالی شناسایی می‎شوند، ممکن است از لحاظ مقاصد قوانین و مقررات مالیاتی در دوره های مالی دیگر شناسایی شوند و یا اینکه اساساً مبانی ارزش یابی برخی از اقلام بر طبق قوانین و مقررات مالیاتی متفاوت از مبانی تشخیص بر طبق اصول و موازین پذیرفته شده حسابداری باشد که هر کدام از موارد فوق موجب بروز اختلاف بین سود حسابداری و درآمد مشمول مالیات می گردد.

 

۲-۶-۲- اختلافات اساسی بین سود مشمول مالیات و سود حسابداری

 

اختلافات اساسی بین سود مشمول مالیات و سود حسابداری را می توان تحت دو سرفصل اصلی زیر بیان نمود:
۱- اختلاف دائمی: این اختلافات از قوانین خاص یا محدودیت های ایجاد شده و یا بنا به دلایل اقتصادی، سیاسی یا اداری غیر مرتبط با محاسبه سود خالص حسابداری ناشی می شوند. از قبیل هزینه های غیر قابل قبول از نظر محاسبه سود مشمول مالیات توسط سازمان مالیاتی و تخفیفات مالیاتی خاص (۱۳۸۶تابستان مجله حسابرس).
عکس مرتبط با اقتصاد
۲- اختلافات موقتی: علت دیگر تفاوت درآمد مشمول مالیات و سود حسابداری، وجود پاره ای از اقلام است که با وجود منظور شدن در تعیین هر دو مبلغ، در محاسبات دوره های متفاوت منظور می شوند. اختلافات موقتی موجب انتقال درآمد مشمول مالیات از دوره ای به دوره ی دیگر می شوند. اما جمع مالیات بر درآمد پرداختی طی دوره مالی تفاوتی نخواهد داشت. (۱۳۸۵ مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی).

 

۲-۶-۳- اختلاف درآمد مشمول مالیات ابرازی و قطعی

 

با جدا شدن مالکیت از مدیریت، مدیران بعنوان نماینده سهامداران، شرکت را اداره می کنند(فاماو جنسن۲۰۰۲).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
با شکل گیری رابطه نمایندگی، تضاد منافع بین مدیران با سهامداران و سایر ذینفعان ایجاد می گردد و به طور بالقوه این امکان به وجود می آید که مدیران اقداماتی انجام دهند که در جهت منافع خودشان بوده و ضرورتاً در جهت منافع سهامداران و سایر ذینفعان نباشد(ویلسون ۲۰۰۹).
در این راستا، دولت به عنوان یکی از ذینفعان شرکت ها برای تشخیص مالیات به اظهار نامه های مالیاتی که توسط مودیان مالیاتی تنظیم و تسلیم می گردد تکیه می کنند. از طرفی شرکت ها باید سود مشمول مالیات خود را طبق قوانین و مقررات مالیاتی محاسبه و در اظهارنامه مالیاتی ابراز و تحویل سازمان امور مالیاتی کشور نمایند. ماموران مالیاتی نیز باید اظهار نامه تسلیمی مودیان را طبق قوانین و مقررات مالیاتی رسیدگی کرده و سود مشمول مالیات را تعیین و در برگ تشخیص مالیاتی به مودی ابلاغ نمایند. در صورت درخواست مودی طبق مفاد ماده ۲۳۷ قانون مالیات های مستقیم مبانی و مستندات قانونی محاسبه درآمد مشمول مالیات تشخیصی را به مودی اعلام نمایند. انتظار معقول این است که سود مشمول مالیات ابرازی که طبق قوانین و مقررات مالیاتی ابراز می شود با سود مشمول مالیات تشخیصی و قطعی توسط ماموران مالیاتی که آن هم طبق قوانین و مقررات مالیاتی تعیین می شود، تا حدود زیادی منطبق باشد اما عوامل متعددی باعث مغایرت بین سود مشمول مالیات ابرازی و قطعی می گردند که به ترتیب اهمیت در ایجاد اختلاف یاد شده به شرح زیر می باشند(۱۳۸۸ پورزمانی و شمسی):
۱- فقدان مدارک و مستندات هزینه های ابرازی
۲- هدف درآمدی مالیات های درآمدی
۳- برداشت و تفسیر نادرست مودیان از معافیت های مالیاتی مقرر در قوانین و مقررات
۴- مغایرت های استانداردهای حسابداری با قوانین و مقررات مالیاتی
۵- عدم رعایت حد نصاب های تعیین شده از طرف سازمان امور مالیاتی کشور در شناسایی هزینه ها
صفری در مطالعه خود با عنوان “بررسی دلایل اختلاف بین سود ابرازی مودیان و سود تشخیصی توسط ماموران مالیاتی” به دنبال آن است تا نشان دهد دلیل اختلاف یاد شده مربوط به چه ردیفی از ماده ۱۴۸ ق. م. م می باشد و علت این اختلاف چیست؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که موارد متعددی از جمله امکان وجود ابهامات در مفاد قانون و دستورالعمل های اجرایی و نحوه برخورد با آنها، عدم آگاهی مودیان از مفاد قانون مالیات ها و بخش نامه های صادره توسط سازمان امور مالیاتی کشور، منجر به اختلاف یاد شده می‎گردد.

 

۲-۷- مفهوم کیفیت گزارشگری مالی

 

هدف صورتهای مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص شده و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحدتجاری است که برای طیفی گسترده از استفاده کنندگان صورتهای مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع شود. صورتهای مالی همچنین نتایج ایفای وظیفه مباشرت مدیریت یا پاسخگویی آنها را در قبال منابعی که در اختیارشان قرار گرفته است، نشانمی دهد. به منظور دستیابی به این هدف، در صورتهای مالی یک واحد تجاری اطلاعاتی درباره موارد زیر ارائه می شود:
الف. داراییها،
ب. بدهیها،
ج. حقوق صاحبان سرمایه،
د. درآمدها،
ه. هزینه ها، و
و. جریانهای نقدی.
این اطلاعات، همراه با سایر اطلاعات مندرج در یادداشتهای توضیحی، استفاده کنندگان صورتهای مالی را در پیش بینی جریانهای نقدی آتی واحد تجاری و خصوصاً در زمانبندی و اطمینان از توانایی آن در ایجاد وجه نقد کمک می کند. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)
صورتهای مالی باید وضعیت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقدی واحد تجاری را به نحو مطلوب ارائه کند. تقریباً در تمام شرایط، اعمال مناسب الزامات استانداردهای حسابداری همراه با افشای اطلاعات اضافی در صورت لزوم، منجر به ارائه صورتهای مالی به نحو مطلوب می شود. (استاندارد شماره ۱ حسابداری ایران)
بر طبق APB شماره ۴ تاکید حسابداری مالی بر اطلاعات با اهداف عمومی، مبتنی بر این فرض است که تعداد قابل توجهی از استفاده کنندگان، نیاز به اطلاعات مشابه دارند. در اطلاعات با اهداف عمومی، برآورده ساختن نیازهای استفاده کنندگان خاص مدنظر نیست. به بیان دیگر، سعی برآن است تا نیازهای اطلاعاتی بیشترین تعداد ممکن از استفاده کنندگان برآورده گردد. (تاری وردی، ۱۳۸۶؛ ۵۲)
مفید بودن صورت های مالی یا دیگر گزارش ها تحت تاثیر کیفیت گزارشگری می باشد؛ که در آن ثبات رویه و صحت اطلاعات جنبه های کلیدی کیفیت می باشند. (گزارش حسابرسی کیفیت گزارشگری مالی دولت محلی، ۲۰۰۷)
کیفیت گزارشگری مالی ضوابطی است که اطلاعات مفید و سودمند را از یکدیگر تفکیک می کند و سودمندی اطلاعات مالی را ارتقا می دهد (نوروش، ۱۳۷۷).
واضح است که قانونگذاران و سرمایه گذاران برای داشتن گزارشگری مالی با کیفیت بالا هم رأی هستند زیرا اعتقاد غالب اینست که کیفیت گزارشگری مالی مستقیماً روی بازار های سرمایه تاثیر می گذارد. آرتور لیوایت رئیس SEC (1998، صفحه ۸۰) بیان می کند که: “من بطور راسخ ایمان دارم که موفقیت بازار سرمایه مستقیماً به کیفیت سیستم های حسابداری و افشاء اطلاعات مالی وابسته است. سیستم های افشاء اطلاعات مالی مطلوب آنهایی هستند که طبق استانداردهای با کیفیت بالا ایجاد شده اند و به سرمایه گذاران در قابلیت اتکا گزارشگری مالی اطمینان می دهند – و بدون اعتماد سرمایه گذاران بازارها نمی توانند رشد کنند. “(لیوایت، ۱۹۹۸)[۷]
افشا عبارتست از انتقال و ارائه اطلاعات اقتصادی اعم از مالی و غیرمالی، کمی یا سایر اشکال اطلاعات مرتبط با وضعیت و عملکرد مالی شرکت. افشا در صورتی که به واسطه یک منبع مقرراتی و وضع‌کننده قوانین الزامی شده باشد، افشا اجباری گفته می شود و در صورتی که افشا اطلاعات تحت تأثیر قوانین خاص نباشد، افشا اختیاری تلقی می شود. (اسو و انساه، ۱۹۹۸)[۸]
مادامیکه “کیفیت” اطلاعات حسابداری و “شفافیت” یک سیستم افشا یا استانداردهای حسابداری مشترکاً و به صورت جایگزین استفاده می شوند، یک تعریف دقیق از کیفیت یا شفافیت که همگان روی آن توافق داشته باشند امکان پذیر نمی باشد. پاونل و چیپر (۱۹۹۹، صفحه ۲۶۲) شفافیت را اینطور تعریف می کنند: “استانداردهایی که رویدادها، معاملات، قضاوت ها و تخمین ها را با بهره گرفتن از صورت های مالی و کاربردهای صورت های مالی آشکار می سازند. “
آرتور لیوایت رئیس SEC (1998، صفحه ۸۰) استانداردهای خوب حسابداری را اینطور تعریف می کند: “استانداردهای خوب صورت های مالیای را تولید می کنند که رویداد های مالی را در دوره ای که آنها واقع شده اند گزارش نماید، نه قبل و نه بعد آن. “(لیوایت، ۱۹۹۸)
تاکنون پژوهش‌های فراوانی در زمینه بررسی ارتباط میان ویژگی‌های شرکت‌ها و سطوح افشا در گزارش‌های سالانه یا کیفیت گزارشگری مالی صورت گرفته است. برخی از این ویژگی ها در ادامه بحث شده است.

 

 

 

۲–۷–۱– ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد

 

ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد، از جمله ویژگی‌هایی محسوب می‌شوند که مختص به دوره مالی و بیانگر آن دسته از اطلاعاتی هستند که مدیریت شرکت‌ها نسبت به آن تقدم دسترسی دارند و همچنین این ویژگی‌ها می‌توانند موضوع افشا در طول دوره مالی باشند. «این ویژگی‌ها از یک دوره مالی به دوره مالی دیگر متفاوت بوده و شامل اطلاعاتی است که می‌تواند برای استفاده کنندگانِ اطلاعات، مفید باشد. » (والاس و همکاران، ۱۹۹۴)[۹].
«نسبت نقدینگی» و «حاشیه سود» شرکت‌ها را می‌توان به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد قابل در نظر گرفت که در پژوهش‌های بسیاری به کاربرده شده اند.

 

۲–۷–۲– ویژگی‌های مبتنی بر ساختار

 

ویژگی‌های مبتنی بر ساختار، آن دسته از ویژگی‌های شرکت است که به طور نسبی در طول زمان ثابت می‌ماند و معمولاً یک واحد تجاری را بر اساس ساختار آن توضیح می‌دهد. «اندازه شرکت و نسبت آنی از جمله ویژگی‌های مبتنی بر ساختار شرکت‌ها هستند» (والاس و همکاران، ۱۹۹۴). «نسبت بدهی‌ها به حقوق صاحبان سهام، اندازه شرکت و میزان تملک سهام یا ساختار مالکیت به طور نسبی در طول زمان ثابت هستند و از جمله ویژگی‌های مبتنی بر ساختار تلقی می‌شوند» (والاس و ناصر، ۱۹۹۵)[۱۰]. البته «اندازه شرکت» و «نوسانات بازده» در پژوهش لانگ و لوندهولم (۱۹۹۳)[۱۱] به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر ساختار تلقی شده‌اند.

 

۲ – ۷ – ۳ –ویژگی‌های مبتنی بر بازار

 

گاهی ویژگی‌های مبتنی بر بازار، در طول زمان ثابت هستند و گاهی منحصراً ویژه یک دوره مالی محسوب می‌شوند. بنابراین می‌توان اظهار نمود که از خواص ویژگی‌های مبتنی بر عملکرد و ویژگی‌های مبتنی بر ساختار برخوردار نیستند. معمولاً ویژگی‌های مبتنی بر بازار تحت کنترل‌های درون سازمانی و کنترل‌های برون سازمانی موسسه قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه، «ارزش سهام شرکت‌ها» تابعی از واکنش بازار به عملکرد شرکت‌ و سایر مولفه‌های کلان اقتصادی است. همچنین «نوع موسسه حسابرسی» متغیری محسوب می‌شود که با توجه به توافق بین شرکت (صاحبکار) و موسسه حسابرسی مشخص می‌شود. البته در برخی تحقیقات ویژگی‌هایی از شرکت‌ها مانند «نوع صنعت» و «وضعیت شرکت در بورس» به عنوان ویژگی‌های مبتنی بر بازار معرفی شده است.
کیفیت گزارشگری مالی یا به عبارت دیگر سطوح افشا در گزارش‌های سالانه شرکت‌ها به علت اینکه یک صفت کیفی است و نه کمی، غیرقابل اندازه‌گیری است. یعنی نمی‌توان مقیاس‌های نسبی یا فاصله ای را در مورد کیفیت گزارشگری مالی بکار برد. «افشا اطلاعات مالی، مفهومی انتزاعی است که به طور مستقیم قابل اندازه‌گیری نیست و از ویژگی‌های خاصی نیز برخوردار نمی‌باشد به نحوی که بتوان شدت یا کیفیت آن را به راحتی اندازه‌گیری نمود. » (والاس و ناصر، ۱۹۹۵).
تعریف دیگری از افشا که قابل بیان است عبارت است از «افشا به طور ضمنی بیانگر ارائه حداقلی از اطلاعات در گزارش‌های شرکت است به نحوی که بتوان به وسیله آن ارزیابی قابل قبولی از ریسک‌ها ارزش نسبی شرکت به عمل آورد و کاربران اطلاعات را در این زمینه یاری نماید. » (بلکویی، ۲۰۰۰، اسو و انساه، ۱۹۹۸)[۱۲].
کیفیت گزارشگری مالی یا کیفیت افشا چه از لحاظ تئوری و چه از بعد عملی از اهمیت زیادی برخوردار است. مفهوم افشا آنقدر وسیع است که معمولاً کلیه مسایل مربوط به گزارشگری مالی را پوشش می‌دهد. «افشا یا کیفیت افشا در حوزه تئوری و عملی نقش بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای دارد. این مفهوم به حدی وسیع و گسترده است که کلیه مسایل و موضوعات حوزه گزارشگری را دربرمی‌گیرد. فهم مشخص و دقیقی از کیفیت افشا مستلزم ارزیابی حدود و محدودیت‌های حاکم بر آن است و دستیابی به چنین فهمی بدون شک به یک حسابدار در ترسیم چارچوبی برای بهبود مسایل افشا حسابداری در آینده کمک خواهد کرد.» (بازبی، ۱۹۷۴)[۱۳].
در اینجا لازم است تا بحث نظری کیفیت گزارشگری مالی (کیفیت افشا) از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار گیرد و مسایل و موضوعات پیرامون آن به بحث و بررسی گذاشته شود. بدین منظور بهتر است از اهداف حسابداری مالی شروع نموده و سپس تعاریف مختلف مانند افشا و… را مطرح نموده و در نهایت چارچوب تعیین کننده کفایت افشا مطرح گردد.
با توجه به تعاریف فوق، ماهیت افشا کافی در ۵ سوال اساسی به شرح زیر قابل بررسی است:

 

 

    • اطلاعات برای چه کسی افشا می‌شود؟

 

    • هدف از ارائه اطلاعات چیست؟

 

    • چه مقداری از اطلاعات باید (بهتر است) افشا شود؟

 

    • چگونه باید اطلاعات افشا شود؟

 

  • چه موقع اطلاعات باید افشا شود؟

 

«یکی از مسایل مهم در بحث کفایت یا عدم کفایت افشا وجود دو سطح در افشا است. یک سطح، بیانگر سطح ایده‌آل یا نظری افشا است. اجزاء و مفاهیمی که در تعریف سطح ایده‌آل افشا تا کنون مطرح گردید، بیانگر سطحی است که در حال حاضر قابل دستیابی نیست. عدم توانایی در دستیابی به چنین سطحی به دلیل فهم ناکافی عوامل مختلف دربرگیرنده مدل افشا ایده‌آل است. به عنوان مثال، ماهیت مدل‌های تصمیم، کاربران مختلف برای آن اطلاعات حسابداری که به عنوان داده ها استفاده می‌شوند، به طور کامل درک نگردیده است. سطح دیگر، بیانگر بهترین استاندارد افشایی است که تحت شرایط واقعی قابل دستیابی است. این سطح، اگرچه قابل دستیابی است، عواملی وجود دارد که از رسیدن به این سطح جلوگیری می‌کنند. شکست یا ناتوانی در دستیابی به چنین سطحی به دلیل اثرات متقابل و پیچیده قانون، سنت، عرف، عدم تحقیقات کاربردی و ناتوانی سیستم آموزش حسابداری است. » (بازبی، ۱۹۷۴)
در این تحقیق سودهای گزارش شده با کیفیت بالا آنهایی تعریف می شود که با جریانات نقدی عملیاتی آتی رابطه نزدیکی دارند. این تعریف مطابق با تعریف کیفیت سود در مقاله میخائیل و دیگران (۲۰۰۳) می‎باشد که کیفیت سود را اینطور تعریف می نمایند: “میزان ارتباط سودهای گذشته یک شرکت با جریانات نقدی عملیاتی آتی. ” این تعریف از اهداف هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) استنتاج شده است که در بیانیه مفهومی حسابداری مالی شماره ۱ “اهداف گزارشگری مالی برای واحد های تجاری (۱۹۷۸)” پاراگراف ۳۷ تا ۳۹ و ۴۴ ذکر شده است. پارگراف ۳۷ بیان می کند: “گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم کند که به سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان فعلی و بالقوه و دیگر استفاده کنندگان در ارزیابی مقدار، زمان بندی و عدم اطمینان دریافت های نقدی آتی کمک نماید. بنابراین گزارشگری مالی باید اطلاعاتی را فراهم کند که به سرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و دیگران در ارزیابی مقدار، زمان بندی و عدم اطمینان دریافت های خالص نقدی آتی مربوط به بنگاه کمک نماید. ” پاراگراف ۴۴ بیان می کند: “اطلاعات درباره سودهای بنگاه و عناصرش با حسابداری تعهدی سنجیده می شود که عموماً شاخص بهتری از عملکرد بنگاه را نسبت به اطلاعات درباره دریافت و پرداخت های نقدی فعلی فراهم می کند.”
تا امروز شواهد فزاینده ای موجود است که نشان می دهد کیفیت اطلاعات و سیاست افشا، هزینه سرمایه سهام عادی را کاهش می دهد. برای مثال می توان به تحقیقات بوتوسان (۱۹۹۷) و ایزلی و اوهارا (۲۰۰۴) اشاره نمود.
بوتوسان (۱۹۹۷) ارتباط بین سطح افشاء اطلاعات مالی و هزینه سرمایه را با بهره گرفتن از رگرسیون برآورد شرکت از هزینه سرمایه با بتای بازار، اندازه شرکت و یک معیار سنجش سطح افشاء اطلاعات مالی آزمون نمود. معیار سنجش وی جهت تعیین سطح افشاء اطلاعات مالی براساس تعداد افشاءهای اختیاری فراهم شده در گزارش های سالانه سال ۱۹۹۰ می باشد. برای شرکت هایی که تحلیل گرانِمالی کمتر به بررسی وضعیت مالی شان می پردازند، نتایج نشان می دهد که افشای بیشتر سبب هزینه سرمایه کمتر می شود. میزان اثر چنین است که تغییر یک واحد در معیار سنجش افشاء اطلاعات مالی پس از کنترل بتای بازار و اندازه شرکت سبب تغییر تقریباً ۰٫ ۲۸ درصد در هزینه سرمایه سهام عادی می شود. در تحقیق بوتوسان (۱۹۹۷) برای شرکت هایی که تحلیل گرانِمالی بیشتر به بررسی وضعیت مالی شان می پردازند، هیچ ارتباطی بین سطح افشاء اطلاعات مالی و هزینه سرمایه سهام عادی وجود نداشت. این عدم ارتباط شاید به دلیل اینکه معیار سنجش افشاء اطلاعات مالی محدود به گزارش سالانه می باشد و بنابراین ممکن است وقتی که تحلیل گران نقش مهمی در فرایند ارتباط بین سرمایه گذار و شرکت بازی می کنند، شاخص خوبی را برای سطح افشاء اطلاعات مالی فراهم ننماید.
به هرحال این یافته ها از دو نکته رنج می برند. اول اینکه تئوری قیمت گذاری کلاسیک دارایی[۱۴] نشان می‎دهد که ریسک های متنوع[۱۵] ارزش گذاری نمی شوند و کمبودی از استدلال های مجاب کننده برای اینکه چرا ریسکِ اطلاعات متفاوت می باشد، وجود دارد. (برای مثال هوز، لیو و لیو (۲۰۰۵)) ثانیاً بیشتر مطالعات تجربی موجود سیاست افشاء اطلاعات مالی و کیفیت گزارشگری مالی را برون زا و مستقل تلقی کرده اند، اگرچه عموماً پذیرفته اند که شرکت ها به دنبال بهینه سازی سیاست افشاء اطلاعات مالی خود هستند. بعلاوه مشخصه های ویژه شرکت ها که یک کیفیت مشخصی از اطلاعات مالی را فراهم می کنند ممکن است اثرات گزارشگری مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
هوز، لیو و لیو (۲۰۰۵) اثرات اطلاعات و متنوع کردن اوراق بهادار روی هزینه سرمایه را با بهره گرفتن از یک مدلِ پیش بینی های منطقی بررسی می کند. نتایج در تحقیق ایشان نشان می دهند که اطلاعات روی هزینه سرمایه درون اقتصادهای بزرگ هیچ اثر فراگیری[۱۶] ندارد.
تئوری اقتصادی پیشنهاد می کند که با ثابت بودن سایر شرایط، افزایش کیفیت گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهد و از اینرو هزینه سرمایه پائین تری را به دنبال خواهد داشت. (برای مثال آمیهود و مندلسون (۱۹۸۶)، دیاموند و ورچیا (۱۹۹۱)، ایزلی و اوهارا (۲۰۰۳) و گلستن و میلگروم (۱۹۸۵)) یک شرکت می تواند عدم تقارن اطلاعاتی بین خودش و اجزا بازار و بین سرمایه گذاران مطلع و ناآگاه را با فراهم کردن اطلاعاتی که به سرمایه گذاران در فرایند تصمیم گیری شان کمک نماید، کاهش دهد. مطابق با این مدل های تئوریک، مطالعات تجربی با بهره گرفتن از معیارهای سنجش غیرمستقیم افشاء اطلاعات مالی مستند کردند که کیفیت/سطح افشاء اطلاعات مالی یک شرکت به صورت مثبت با منافع ارزیابی های بازار سرمایه مرتبط است (ولکر (۱۹۹۵)، هیلی و دیگران (۱۹۹۹)) و به خصوص به صورت معکوس با هزینه سرمایه در ارتباط می باشد. (برای مثال بوتوسان (۱۹۹۷)، بوتوسان و پلاملی (۲۰۰۲)) با بهره گرفتن از معیارهای سنجش مستقیم بیشترِ کیفیت اطلاعات حسابداری، مطالعات و کارهای تجربی اخیر روی رابطه بین کیفیت سودها و هزینه سرمایه تمرکز دارند. (برای مثال بارونه (۲۰۰۲)، بارث و لندزمن (۲۰۰۳)، بهاتاچاریا، دوک و ولکر (۲۰۰۳) و فرانسیز و دیگران (۲۰۰۴ و ۲۰۰۵))
به هرحال علی رغم ارزش منافع فراهم کردن اطلاعات مالی با کیفیت بالا، بسیاری شرکت ها برخلاف حداکثر سازی کیفیت گزارشگری تصمیم می گیرند. این تصمیم محتملاً به دلیل هزینه های بالقوه ایجاد شده با انتشار اطلاعات با کیفیت بالا می باشد. (فیلدز و دیگران (۲۰۰۱)) مثلاً، اطلاعات مالی با کیفیت بالا، اگر اطلاعات محرمانه باشند، می تواند سبب مضرات و معایب رقابتی در بازار محصول یک شرکت شود. بنابراین ممکن است وقتی که شرکت ها یک سطح بهینه کیفیت فراهم کردن اطلاعات[۱۷] در صورت های مالی‎شان را انتخاب می کنند مضرات بالقوه فراهم کردن گزارش های مالی با کیفیت بالا را بپذیرند. چنین ملاحظات و رسیدگی هایی تفسیر ارتباط گزارشگری مالی با کیفیت بالا با منافع ارزیابی بازار مستند شده در تحقیقات قبلی را مشکل می سازد.
نقایص مهم تعداد زیادی از مطالعات تجربی مرتبط باافشاء اطلاعات مالی کوتاهی و قصور برای بیان ماهیت درونی تصمیم درباره سطح کیفیت افشاء اطلاعات مالی می باشد. اگر محققان عوامل تعیین کننده سیاست افشاء اطلاعات مالی را کنترل ننمایند، ممکن است استنتاجشان درباره اثرات اقتصادی کیفیت افشاء اطلاعات مالی گمراه کننده و اشتباه باشد. (فیلدز و دیگران (۲۰۰۱)، کور (۲۰۰۱)) برای مثال تحقیق انجام شده توسط هو و رابینسون (۲۰۰۵) پیشنهاد می کند که شرکت ها در صنایع رقابتی[۱۸]، هزینه سرمایه سهام عادی کمتری دارند. تحقیقات تئوری (برای مثال ورچیا (۲۰۰۱)) و تحقیقات تجربی (برای مثال بامبر و چئون (۱۹۹۸)، هریس (۱۹۹۸)) پیشنهاد می کنند که سطح رقابت بازار محصول، سیاست های افشاء اطلاعات مالی را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه براین هو و رابینسون (۲۰۰۵)، پیشنهاد می کنند که سطح رقابت صنعت یک متغیر مربوط نادیده گرفته شده[۱۹]در تحقیقاتی می باشد که ارتباط بین کیفیت افشاء/اطلاعات و هزینه سرمایه را بررسی کرده اند. این قبیل مشکلات، بین دیگر مشخصه های خاص شرکت که کیفیت اطلاعات مالی را تحت تاثیر قرار می دهند، برای مثال تقاضا برای سرمایه، هزینه های دعاوی قضایی و هزینه های پاداش، تفسیر ارتباط بین ریسک اطلاعات و ارزش منافع بازار سرمایه مستند شده در تحقیقات قبلی را مشکل می‎سازد.

 

۲-۸- رابطه اجتناب مالیاتی با شفافیت گزارشگری

 

شفافیت گزارشگری فعالیت های اجتناب مالیاتی و انگیزه کسب منافع افراد درون سازمانی را روشن و آشکار می سازد. مدیریت ممکن است جهت کاهش هزینه های ناشی از مالیات بر درآمد شرکت انواع گوناگونی از فعالیت های اجتناب مالیاتی و پوشش مالیاتی را بکار گیرد، که آن فعالیت ها و برنامه ها توام با ریسک و عدم قطعیت بالایی همراه می باشد. در سایه برنامه های اجتناب مالیاتی نباید هیچ اهداف دیگری وجود داشته باشد. اما ماهیت مبهم و غیر شفاف فعالیت های اجتناب مالیاتی می تواند فرصت های مناسبی برای مدیریت فرصت طلبانه در جهت کسب منافع شخصی و سوء استفاده از منابع مالکان فراهم نماید. اما یک سیستم اقشای بهینه و کارآمد می تواند رفتار مدیریت واحد اقتصادی را به مالکان برون سازمانی انعکاس دهد تا مدیریت نتواند در سایه فعالیت های اجتناب مالیاتی منافع شخصی خود را دنبال کند و جهت گیری آن فعالیت ها در جهت افزایش ثروت سهامداران انجام گیرد. همچنین به علت اینکه برنامه های اجتناب مالیاتی پیچیده است، اگر رویدادها و مبادلات شرکت به صورت دقیق تر و به موقع به اطلاع سهامداران برسد، دغدغه های آنها از هزینه های پنهان مرتبط با فعالیت های اجتناب مالیاتی اعم از مستقیم و غیر مستقیم کاهش مییابد و استقبال آنان از این عملکرد با علم به اینکه فعالیت های اجتناب مالیاتی، مدیریت انتقال منافع آنان به سوی دولت را کاهش می دهد، باعث افزایش تقاضای سرمایه گذاری و در نتیجه افزایش قیمت سهام واحد اقتصادی را بدنبال خواهد داشت.

 

۲ -۹-گزارشگری مالی و گزارشگری مالیاتی

 

مقوله شفافیت گزارشگری مالی و اهمیتی که در سال های اخیر نمود بیشتری پیدا کرده است، به دنبال وقایع ناگوار و بحران های به وجود آمده در بورس های جهان، افشای ماجرای ورلد کام، انرون، زیراکس و سقوط شاخص های بورس تهران در سال ۱۳۸۳ باعث گردید موضوع صورت های مالی به عنوان یک پدیده مورد لزوم و ضرورت بازار سهام اهمیت بیشتری را به خود اختصاص دهد.
اطلاعات حسابداری از مهم ترین اطلاعاتی است که به عنوان محصول اصلی سیستم حسابداری نقش اساسی در تصمیم گیری های گروه های مختلف بازار سرمایه ایفا کند. این اطلاعات طی یک فرایند محاسباتی و بر اساس اصول و استانداردهای مراجع ذی صلاح اندازه گیری و ارائه می شوند و اگر از شفافیات لازم برخوردار نباشند احتمال اتخاذ تصمیمات نادرست توسط گیرنده اطلاعات افزایش می‎یابد.

 


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *